نمایش نوار ابزار

انقلاب ۵۷ ، پایه ها و آرمانها

چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۵

انقلاب ۵۷ ،‌ پایه و آرمانها

عوامل اصلی و مشترک انقلاب ها در جهان :

در هر انقلاب سه عامل نقش عمده ای دارد :

۱ ـ اقتصاد

۲ ـ سیاست

۳ ـ مذهب

الف ) اقتصاد

بر پایه تحلیل مارکسیسم هر انقلابی که رخ می دهد ریشه مادی و اقتصادی دارد و بر پایه تضاد طبقاتی است و لاغیر ولی محققاً نمی توانیم به طور کلی آنرا بپذیریم . البته در طول تاریخ به انقلابهایی برمی خوریم که صرفاً جنبه مادی و اقتصادی داشته است . به عنوان نمونه می توان از انقلاب اسپارتاکوس در روم و بهرام چوبینه در ایران و ابوالسرایا در تاریخ اسلام یاد کرد .

محمدبن ابراهیم بن طباطبایی علوی مشهور به ابوالسرایا روزی در راهی در شهر کوفه می گذشت دید پیرزنی به دنبال بارهای خرما می رود و دانه های خرما را که بر زمین می ریزد جمع می کند و در دامن لباس خود می نهد . محمد به او نزدیک شد و پرسید چه می کنی . پیرزن گفت : من زنی بیوه هستم و سرپرستی ندارم و چند دختر دارم ، من این دانه های خرما را جمع می کنم تا خود و دخترانم با آن سد جوع کنیم . محمد از شنیدن این سخن به شدت ناراحت شد و به گریه افتاد و گفت : وضع تو و امثال تو ، مرا وادار می کند که قیام کنم و حاضرم در این راه خونم ریخته شود .

پس از مدتی یکروز در مسجد بپا می خیزد و دعوت و قیام خود را آشکار می کند و با استقبال اکثریت مردم که مستضعف و محروم بودند روبرو می شود و قیام آغاز می گردد .

به هر حال هر انقلابی ممکن است ریشه مادی و اقتصادی داشته باشد ولی همانطور که گفتیم این مطلب را به طور کلی نمی توانیم بپذیریم . در اکثر انقلابهای جهان اقتصاد یا اصلاً نقشی نداشته یا اگر هم داشته بسیار ناچیز بوده است .

ب ) سیاست

هر انقلابی ممکن است ریشه سیاسی داشته باشد ، مانند انقلاب ۱۹۱۷ میلادی روسیه . لابد از ذکر این مثال در این رابطه تعجب می کنید ، این مثال به طور عمدی و آگاهانه انتخاب شده است . البته مارکسیستها قبول ندارند که این انقلاب ریشه سیاسی داشته باشد آنان انقلابهای جهان را کلاً بر پایه اصل اقتصاد تحلیل می کنند و در این رابطه از  انقلاب ۱۹۱۷ روسیه به عنوان کاملترین نمونه آن یاد می کنند و می گویند انقلاب روسیه یک جنبش پرولتاریائی اکثریت عظیم مردم بوده است اما مدارک و شواهد تاریخی این تحلیل را کاملاً رد می کند .

تاریخ گواهی می دهد که در سال ۱۹۱۷ در سراسر روسیه ۲۰ گروه مارکسیستی وجود داشت که تعداد کل آنها حداکثر به سه میلیون نفر می رسید و این نسبت به کل جمعیت روسیه آن روز ۰۵/۰ ( پنج درصد ) بود. با توجه به این رقم تصدیق می کنید آنطور که تبلیغ می کنند انقلاب روسیه یک جنبش پرولتاریایی اکثریت عظیم مردم نبوده و تنها ریشه اقتصادی نداشته است . انقلاب روسیه بر اثر عوامل چندی صورت گرفته که ساده ترین آن عامل اقتصادی و مهمترین آن عامل سیاسی از جمله دخالت دولت آلمان با نفوذ راسپوتین در دربار و شکست روسیه در بندر پورت آرتور بوده است .

ج ) مذهب

مذهب نیز یکی از عوامل مهم انقلاب است . در طول تاریخ گذشته و معاصر انقلابهایی در جهان رخ داده که ریشه مذهبی داشته است . به عنوان مثال می توان از انقلاب مردم آرژانتین علیه مارشال  پرون یاد کرد . ادعا نمی کنم که این انقلاب تنها ریشه مذهبی داشت ممکن است عوامل دیگری نیز غیر از مذهب داشته ولی در هر صورت عامل اصلی آن مذهب بوده است .

پرون ، ژنرال محبوب در بین مردم بود و با آراء آنان به ریاست جمهوری رسید اما پس از چندی یکباره دیکتاتور شد و با اقداماتی محبوبیت خود را از دست داد . از جمله نامه ای به پاپ نوشت و از او خواست اجازه دهد تا مجسمه زنش « آوا » را که قبلاً رقاصه بود ، در شمار قدیسین در کلیساهای آرژانتین نصب کند تا مردم او را زیارت کنند اما پاپ به این امر اعتنا نمی کند و چنین اجازه ای نمی دهد و پرون نیز آن را بهانه قرار داده و تصمیم به بستن کلیسا و اخراج کشیشان و راهبه ها می گیرد .

پاپ به همه کشیشها و پیروان کلیسا در آرژانتین فرمان می دهد که قیام کنند با این ترتیب مردم دست به انقلاب می زنند و عده کثیری از آنان مسلح به کاخ پرون حمله می کنند ولی معلوم نیست که او از چه راهی می گریزد و از کشور خارج می شود .

جالب این است که این انقلاب با اینکه جنبه مذهبی داشته و از عمق جان مردم مایه می گرفت و علی القاعده می بایست دوام یابد معهذا شکل نگرفت و نماند و پس از چند سال ژنرال پرون دوباره توسط کشورهای استعمارگر به آرژانتین برگشت و زمام امور را به دست گرفت . علتش این بود که این انقلاب فاقد تشکیلات سازمانی و مرکزیت رهبری واحد و قاطع بود .

عامل اصلی انقلاب ایران

انقلاب ایران اساساً نشأت گرفته از عامل مذهب است نه نشأت گرفته از عامل سیاست یا اقتصاد . انقلاب ایران انقلاب اسلامی است . انقلابی است که از مسجد سرچشمه گرفته و به تعبیر یکی از نویسندگان انقلاب مسجد زاد است .

آغازگران انقلاب روحانیون و علماء مذهبی بودند که از مدرسه ها آمدند و انقلاب را بر بالای منابر مسجدها فریاد کردند . مردم در مساجد جمع می شدند و با سخن روحانیون و علماء مذهبی حرکت می کردند اگر تظاهرات می شد آغازش از مسجد بود و اگر اعتصاب بود ، تصمیمش در مسجد و از مسجدیان گرفته می شد . ماه رمضان ماه خودسازی انقلابیون بود و محرم و صفر ماههای پیروزی خون بر شمشیر . اگر مردم در شعارها می گفتند : استقلال ، آزادی پیوند و پسوند آن جمهوری اسلامی بود .

نقش اقتصاد در انقلاب ایران

این را می پذیرم که محرومین و مستضعفین در انقلاب اسلامی نقش داشتند ولی در عین حال گروهی از همین محرومین و مستضعفین نیز تا آخرین روزهای پیش از پیروزی انقلاب با چوب و چماق به صفوف تظاهر کنندگان حمله می بردند و به زد و خورد با آنها می پرداختند . همانطور که فراوان بودند سرمایه دارانی که راه انقلاب را سد می کردند .

محرومین و مستضعفین در انقلاب اسلامی ایران نقش داشتند ولی در کنار آنها و پیشاپیش آنها ، کارمندان، روحانیان ، دانشگاهیان ، تولیدکنندگان ، بازاریان نیز بودند که دست به اعتصاب و تظاهرات زدند تا این انقلاب را به ثمر رساندند .

در اقتصاد اجتماعی ، کارگران به دو دسته تقسیم می شوند : یک دسته به اصطلاح کارگران یقه سیاه و دسته دیگر کارگران یقه سفید . کارگران یقه سیاه به آنهایی اطلاق می شود که کار فنی اصلاً بلد نیستند و کلاً کارگران غیر ماهرند که به کار در معدن ، کف شوئی ، ظرفشویی ، باربری ، سپوری و از این قبیل کارهای پست و کم درآمد اشتغال ورزیده و به زحمت امرار معاش و زندگی می نمایند و کارگران یقه سفید به افراد ماهری اطلاق می شود که به کار فنی اشتغال ورزیده و درآمد زیادی و احیاناً بیش از درآمد صاحب کار به دست می آورند و مرفه زندگی می نمایند . کارگران یقه سفید در هیچ انقلابی نقشی ندارند. شما اگر به یک کارگر مکانیک ژاپنی بگویید آیا با انقلاب کارگری و مبارزه با سرمایه داری موافقی ، می گوید ـ نه . او وضع موجود را به نفع خود        می داند و هرگونه اقدام علیه آن را به ضرر خود تلقی می نماید و روی همین جهت هیچگونه اقدامی علیه وضع موجود نمی کند .

این تحلیل ، به اصطلاح علمی است ولی دیدیم که انقلاب اسلامی ایران قلم بطلان بر این تحلیل کشیده است . دیدیم که کارگران ، مطبوعات ، ایران ناسیونال ، شرکت نفت ، بانک صادرات و خلاصه اکثر کارمندان ، یا به اصطلاح این کارگران یقه سفید همه در اعتصابات و تظاهرات شرکت کردند و این قدر مقاومت نمودند تا انقلاب به پیروزی رسید .

به هر حال تکیه روی این مسئله که انقلاب ایران ریشه مادی و اقتصادی داشته از جانب چپ نماها و چپ گراها القاء می شد و منظور از آن این بود که نقش مذهبی و اسلامی آن را بزدایند و این مقدمه بود برای اسلام زدایی به طور کلی و خدا را شکر که موفق نشدند .

ویژگیهای بنیادین انقلاب اسلامی ایران

انقلاب ایران ویژگیهایی داشت ما در اینجا به شرح بعضی از این ویژگیها به طور اختصار می پردازیم .

۱ ـ انقلاب ایران ، انقلاب دینی ـ سیاسی بود

اسلام بر خلاف پندار بعضی دین سیاست است . اسلام به همان اندازه که به نفی شرک و پرورش نفس و تهذیب اخلاق فردی اهمیت می دهد به نفی طاغوت و تشکیل حکومت و سیاست اجتماعی نیز اهمیت می دهد . این پیامبر اسلام است که با یک دست قرآن و با دست دیگر شمشیر می گیرد و به هدایت مردم و سیاست اجتماعی می پردازد . در اسلام سیاست یکی از نهادهای اصیل دین است . به قول شهید سیاست اسلامی مدرس ، سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ما .

یکی از ویژگیهای انقلاب ایران این است که نفی شرک و نفی طاغوت ، تهذیب نفس و اصلاح جامعه و بالاخره دین و سیاست هر دو را توأماً دارا می باشد .

۲ ـ انقلاب ایران انقلاب مردمی بود

در طول تاریخ بشریت تحولات و دگرگونیهای فراوانی رخ داده است ولی تنها چند مورد است و شاید از تعداد انگشتان دست یک نفر هم تجاوز نکند که به حق بتوان بر آن نام انقلاب نهاد .

گاه و بی گاه مثلاً در یک مملکت گروهی خاص بر می خیزند و رژیمی را از بین می برند و رژیم دیگر را جایگزین آن می نمایند در این قبیل موارد نمی توانیم بگوییم انقلاب شده است در این موارد آنچه واقع شده یک شورش است یک قیام است یک کودتا است و اصلاً ربطی با مفهوم یک انقلاب ندارد .

یکی از ویژگیهای انقلاب ایران این است که اکثر قریب به اتفاق مردم خواهان آن بوده و در آن شرکت داشته اند . انقلاب ایران به رهبری گروه خاص و سازمان خاص نبوده است . انقلابی بوده که در آن کارگر ، کارفرما ، کارمند ، دهقان ، بازاری ، طلبه ، دانشجو ، نظامی ، زن ، مرد ، پیر و جوان ، نوجوان و خلاصه همه مردم خواستار آن بوده و در آن حضور داشته اند .

۳ ـ انقلاب ایران انقلاب همه جانبه بود

انقلاب به معنای دگرگونی است و به مفهوم لغوی آن شامل هر نوع دگرگونی می شود اما آنچه مورد نظر ما است انقلاب به مفهوم عام کلمه است . گاه و بیگاه مثلاً در یک مملکت یک تحول به وقوع می پیوندد و رژیمی از بین می رود و رژیم دیگر جای آن را می گیرد ولی وضع به همان وضع قبلی باقی می ماند . این تحول را نمی توانیم یک انقلاب به مفهوم عام کلمه بنامیم .

انقلابی که در کشور ما ایران رخ داد و نظام کهنه و ارتجاعی حکومت سلطنتی را از بین برد و حکومت نوپای جمهوری اسلامی را برقرار کرد در همین بعد خاص خود باقی نماند بلکه در راستای انقلاب شگرف و خونبار خود ابعاد دیگری را نیز فراگرفت و تغییر و دگرگونیهای بنیادین را در آنها بوجود آورد و به همین دلیل به حق باید بر آن نام انقلاب نهاد .

وقتی یک انقلاب به مفهوم عام کلمه در یک جامعه رخ می دهد رژیم سیاسی ، سیستم اداری ، ساخت فرهنگی ، نظام اقتصادی ، آداب اخلاقی ، مناسبات اجتماعی ، روابط خارجی و خلاصه همه مسائل زندگی انسانی را زیر تأثیر گرفته و دگرگونشان می نماید . انقلاب اسلامی ایران به حق این خصیصه را دارا می باشد . انقلاب ایران یک انقلاب سیاسی تنها نیست که رژیمی را از بین برده و رژیم دیگری را جایگزین آن کرده باشد . انقلاب ایران یک انقلاب کارگری و به اصطلاح پرولتاریایی نیست که محدود باشد در تغییر وضع و روابط تولیدی و توزیعی در حیات اقتصادی انسان . انقلاب ایران یک انقلاب همه جانبه است و فراگیر و همه ابعاد و جنبه های فردی و اجتماعی ، مادی و معنوی انسان را فرا می گیرد .

۴ ـ انقلاب ایران نفی شرق و غرب هر دو بود

در جهان معاصر معمولاً با انقلاب یک کشور از زیر سلطه یک کشور استعمارگر در می آید و به زیر سلطه کشور استعمارگر دیگر می رود . کوبا انقلاب کرد و خود را از زیر استعمار کیپتو امپریالیست آمریکا رهانید و زیر سلطه سوسیال امپریالیست روسیه درآمد . این نمونه ای از انقلابها در جهان معاصر است . انقلابهای دیگر نیز تقریباً به همین صورت است با انقلاب کشوری از زیر سلطه شرق در می آید و به زیر سلطه غرب می رود و گاهی بالعکس از زیر سلطه غرب در می آید و زیر سلطه شرق می رود . از کام شیر بیرون می آید و به کام خرس می افتد ، از دهان گرگ رها می شود و به دهان گراز می افتد .

یکی از ویژگیهای بنیادین انقلاب اسلامی ایران این است که غرب و شرق هر دو را نفی کرده است ما با انقلابمان آمریکا را نفی کردیم و خود را از زیر سلطه وی رهانیدیم . بدون اینکه زیر سلطه شرق برویم. ما همزمان ، هم مهره های سیاست آمریکا و سرسپردگان سلطه جویان غربی را نابود کردیم و هم جاسوسان و مزدوران و وابستگان به سیاست شرق و روسیه را هم شاه را هم حزب توده را .

۵ ـ انقلاب ایران ، هماهنگ و حامی انقلابهای رهایی بخش جهانی بود

ما در دوره گذشته با کشورهایی دوست بودیم و با کشورهایی دشمن . ما در آن دوره با اسرائیل غاصب و با آفریقای جنوبی نژاد پرست آن روز ، دوست بودیم . ما در آن دوره کشورهای ارتجاعی را در برابر انقلابیون یاری می دادیم . به عمان نیرو می فرستادیم تا به اصطلاح شورشیان ظفار را سرکوب و امنیت منطقه خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند را حفظ نماییم . اما پس از انقلاب ما با انقلابیون ظفار ، انقلابیون فلسطینی ، انقلابیون صحرا ، انقلابیون افغانستان علیه رژیم اتحاد جماهیر شوروی آن روز ، انقلابیون حبشه ، انقلابیون فیلیپین ، انقلابیون ارمنستان ، انقلابیون نکاراگوآ و خلاصه با همه مستضعفان جهان دوست شدیم و به حمایت و یاری آنان در پهنه های رزم و صحنه ها و مجامع بین المللی شتافتیم .

انقلاب اسلامی در قانون اساسی

اجازه بدهید در اینجا مروری داشته باشیم بر قانون اساسی در رابطه با ویژگیهای اصولی انقلاب اسلامی

مقدمه :

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبین نهادهای فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی ، جامعه ایران بر اساس اصول و ضوابط اسلامی که انعکاس خواست قلبی امت اسلامی می باشد . ماهیت انقلاب عظیم اسلامی ایران و روند مبارزه مردم مسلمان از ابتدا تا پیروزی که در شعارهای قاطع و کوبنده همه قشرهای مردم تبلور می یافت این خواست اساسی را مشخص کرده و اکنون در طلیعه این پیروزی بزرگ ملت ما با تمام وجود نیل به آن را می طلبد .

ویژگی بنیادین این انقلاب نسبت به دیگر نهضتهای ایران در سده اخیر مکتبی و اسلامی بودن آن است .

اصل سوم :

دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد .

۱ ـ ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی

۲ ـ طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب

۳ ـ تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلامی تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان

چگونه انقلاب اسلامی ایران را جاودانه کنیم ؟

انقلاب ایران به نام اسلام و برپایه آرمانها و ایده آلهای اسلامی آغاز شده و به انجام رسیده است و اکنون سی سال است که از پیروزی آن می گذرد و اگر بتوانیم آن آرمانها و ایده آل ها را همینطور حفظ کنیم و بر وحدت و پایداری خود متعهد و ثابت باشیم ، جاودانه می مانیم و البته که چنین خواهد بود . انشاء الله

نهرو نخست وزیر فقید هند می گفت :

آنچه در نهضتی اهمیت دارد شکست یا ضعف موقتی آن نیست بلکه اصول و ایده آلهای آن است اگر توده ها بتوانند اصول و ایده ها را دست نخورده در خود محفوظ نگه دارند در این صورت تجدید قیام به سرعت انجام می گیرد .

کـردکوی ، علـی کیا

۱۳۸۷/۱۱/۱۱

دیدگاه ها