سلام بر حسین ـ سلام بر کربلا ـ سلام بر عاشورا
امروز چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸۷ هـ ش است .
برابر ۱۰ محرم الحرام ۱۴۳۰ هـ ق
یکهزار و سیصد و شصت و نهمین سالروز شهادت آن حضرت و یاران باوفایش .
سلام بر امروز ، روز عاشورا و سلام بر صاحب امروز و یاران باوفایش .
امروز روزی است بزرگ ، بزرگتر و با عظمت تر از هر روز دیگر ،
روزی به وسعت همه تاریخ و همه روزها که کل یوم عاشوراء .
تاریخ چیست ؟ صفحه ای از عالم بزرگ و امروز با بزرگی عالم برابر است .
امروز روزی است که خون پاک و مطهر امام حسین (ع) و یاران او که درود خدا بر آنان باد در دشت کربلا بر زمین ریخت و کربلا پهن دشت و همه زمین شد که : کل ارض کربلا .
در سال ۶۱ هجری در سرزمین کربلا در روز عاشورا ، دهم محرم ، دو سپاه رویاروی هم قرار گرفتند. یکی سپاه حسین وارث آدم و دیگری سپاه یزید وارث ابلیس .
دو علم افراشت اسپید و سیاه آن یکی آدم ، دگر ابلیس راه
عاشورای کربلا شرح رویارویی این دو سپاه و نبرد این دو یعنی نبرد انسانیت و اهریمن در همه گذشته و آینده تاریخ است .
عاشورا ، شرح داستان بالندگی و تعالی و کمال روحی انسان از طرفی و انحطاط و سقوط انسانیت از طرف دیگر است.
عاشورا ، نمایشگر عظمت مقصد و ایده و بزرگی روح و جوانمردی و شجاعت و ایثار و پاکی و پاکبازی حسین و یاران حسین (ع) و نمایش پستی و انحطاط و پلیدی و پلشتی و قساوت و بیدادگری دشمنان و قاتلان آنها است .
عاشوراء فلسفه و فرهنگ عملی مبارزه با کفر و الحاد و دفاع از حق و عدالت و در یک کلام جلوه عینی همه آرمانهای انسانیت است .
ای حسین ، ای تفسیر سوره هل اتی ، ای معنی آیه مودت ، ای ترجمان اهل بیت ، ای پسر مباهله ، ای سبط پاک محمد ، ای میوه دل فاطمه ، ای نور چشم علی ، ای قربانی کوچک خدا ، ای امام بزرگ امت ، ای انسان آسمانی ، ای فرشته زمینی ، ای شهید به خون خفته . بر تو و یاران شهید کوی تو سلام و درود می فرستیم . بر تو ای حسین عزیز ، ای عزیز عزیزان که عاشورای تو روز عزای ما و کربلای تو کعبه دلهای ما است .
قطعه شعری است که در رثای تو سروده ام و تقدیم پیشگاه تو می کنم باشد که ذخیره قبر و قیامتم باشد .
ای زنـــده همـیشـه و جـاویــد الســلام ای پاســدار سنـگر توحــید ، السلام
ای نور حق و خون خدا ، ای شهید عشــق ای لالـه ها ز خـون تو رویید ، السلام
تـو شـعر سبــز قـامت ســرخ شهـــادتی منــظومــه بلنــد قیـــام عــدالتــی
در عـــرصه جهـــاد ، سـرود شجــاعتی ای جـــاودان تـرانـه امیــد ، السـلام
آزادگــی گرفــت نــشان از نشـان تــو مـردانـگی گرفت ، تــوان ، از توان تو
ایثار جــان گــرفـت ز گـرمی جـــان تو ای چشمه سار چشمه خورشید ، السلام
غمـــنامه ســـرکنم ز غــم کربــلای تو چون نای نــی ، نوا کنم از نینـوای تو
یاد آورم ز خــــواهـر بی آشـــنای تــو آن دم که نعش پاک تو را دید ، السلام
گفت: ای برادرم تویی ؟! این نیست باورم من زنده ام هنـوز چرا ؟! خاک برسرم
فریـــاد کـرد و زار بـــنالیـد و بــهر او دشمن گریست و دوسـت بنالید السلام
ای در عــزات مؤمــن و ترسـا گریسـتـه جن و ملــک تمامی اشــیاء گریسـته
چشـــم زمــین که عـــالم بـالا گریسـته ای آشـــنای هرمز و نــاهید ، السلام