طب و بهداشت در متون اسلامی
موضوع بحث این مقاله طب و بهداشت در متون اسلامی است .
قبلاً یادآوری می کنم هدف از مقاله این نبوده که همه مطالب و مسائل مربوط به طب و بهداشت در یک جا گردآوری شود و نیز هدف این نبوده که مطالب و مسائل ارائه شده همراه با تحقیقات و نظریات علمی دانشمندان طب و بهداشت آورده شود . این امر تهیه و تألیف کتاب قطوری را می طلبد و برای آن مجال وسیعی لازم است و برای نویسنده فراهم نبوده و نیست .
نکته دیگر آنکه نویسنده قبلاً کتابی تألیف کرده و به طبع رسانده تحت عنوان « بهداشت در اسلام » که یک کتاب درسی دانشگاهی بوده و سالها دردانشکده های پرستاری و مامائی برای دانشجویان تدریس شده است و مقاله حاضر درحقیقت به اصطلاح تکمله آن کتاب است .
اجازه بدهید بدون طرح و ذکر هیچ مقدمه ای وارد اصل بحث بشویم .
طب و طبابت :
۱ ـ طب و طبابت ، یک نیاز ، یک واجب
بشر چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی اش به خیلی از چیزها: به آب سالم ، به غذای سالم ، به هوای سالم ، به فضای اجتماعی سالم و به نهادها و تأسیسات علمی ، فرهنگی ، سیاسی ، نظامی و انتظامی ، رفاهی ، دینی و غیره ، نیاز دارد .
یکی از چیزهایی که انسان به آن نیاز دارد یک سازمان پیشرفته و مجهز و فعال پزشکی و بهداشتی و درمانی و یک کادر آماده و کامل مربوطه است و بدون آن هرگز نمی تواند زندگی به سامانی داشته باشد .
در روایتی از رسول خدا آمده : « العلم علمان علم الادیان و علم الابدان »(۱)
علم ، دو رشته است : یکی علم ادیان یا فقه وگرایشات آن و یکی هم علم ابدان یا پزشکی و پیرا پزشکی و هردو ( همانند بسیاری از رشته علمی و مشاغل اجتماعی دیگر ) از ضرورتهای زندگی انسانی و از واجبات کفائی اند .
و از امام صادق ( ع ) نقل شد که فرمود : « لا یستغنی اهل کل بلدۀ عن ثلاثۀ یفزع الیهم فی امر دنیا هم واخرتهم فان عدموا کانوا همجاً : فقیه عالم ورع و امیر خیر مطاع و طبیب بصیر ثقۀ » (۲)
« اهالی هر شهر و هر مملکتی به سه کس نیاز دارند تا در امور دنیا و آخرتشان به آنان پناه برده و نیاز خود را برطرف نمایند و اگر آنها را نداشته باشند زندگی آنها بی پناه و بی سامان و پر از دغدغه و مخاطره خواهد بود : یکی فقیه عالم و با تقوا و دیگری امیر نیکو و مطاع و قابل قبول همه و سومی طبیبی حاذق و مورد اعتماد مردم » .
۲ ـ تخصص و تعهد طبیب
یک بار دیگر به حدیث فوق دقیق شویم . در این حدیث تأکید شده است که طبیب باید از آگاهی و تخصص لازم و از احساس مسئولیت و تعهد اخلاقی لازم برخوردار باشد . طبیبی که حذاقت و مهارت و آگاهی لازم را نداشته باشد ضررش از فقدانش به مراتب بیشتر است و طبیبی که صداقت و امانت و احساس مسئولیت و تعهد اخلاقی و پاکی نفس لازم را نداشته باشد خطرش از نداشتن مهارت و تخصص اگر بیشتر نباشد کمتر از آن نیست .
در فرهنگ نظام اسلامی براین نکته تأکید شده و از ادامه کار طبیبان بی سواد و کم سواد و آنهایی که دارای فساد اخلاقی و مالی هستند ممانعت و جلوگیری می شود .
« عن امیرالمؤمنین (ع) قال : یجب علی الامام ان یحبس الفساق من العلماء و الجهال من الاطباء » (۳)
« بر حاکم است که علمای فاسق را از مصدر امور و پزشکان بی سواد را از سمت و شغل طبابت باز دارد . »
و فی نص آخر : من تطبب و لم یکن بالطب معروفاً فاذا اصاب نفساً فما دونها فهو ضامن » (۴)
« کسی که طبابت کند و به طبابت شناخته شده نباشد اگر باعث مردن مریضی شود یا باعث صدمه و نقص عضوی گردد ضامن است و محکوم به پرداخت کفاره و دیه می شود . »
۳ ـ ارزش طبیب و طبابت
« در حکایات آمده است : در زمان پیامبر خاتم (ص) طبیبی یهودی در گذشت ، آن حضرت را از وفات وی خبر دادند ، رسول اکرم از شنیدن آن اظهار تأسف کرد ، عرض کردند یا رسول الله این متوفی یهودی بوده است . فرمود : مگر نمی گوئید طبیب بوده است . » (۵)
توجه بفرمایید در این حدیث رسول خدا (ص) از طبیب به عنوان یک فرد با ارزش جامعه یاد می کند و از مرگ او اظهار تأسف می نماید . طبیب یک فرد با ارزش در جامعه و عمل او یک عمل ارزشمند در نزد خدا است .
با عنایت به این اندیشه طبیب باید به ارزش وجودی خود و کار خود واقف باشد و به آن توجه نماید و آن را با بعضی از مسائل آلوده نکند و از بین نبرد . طبیب باید دل پاک و چشم پاک و دست پاک باشد ، به طوری که بیمار در برابر او احساس امنیت و آرامش کند و اورا محرم اسرار خود بداند و خیلی راحت مشکلات و بیماری های خود را که احیاناً حتی شرم می کند آن را به نزدیکترین اعضاء خانواده خود بگوید برای او بازگوکند . نکند خدای نخواسته با افشای اسرار بیماران آبرو و شرف آنها را لکه دار کند و ارزش و قداست کاری خود را با سوء استفاده مالی و هوسهای شیطانی و التذاذ از بیماران آلوده سازد و اجر خود را ضایع نماید .
۴ ـ پذیرش بیماران
طبیب با توجه به دانش و تخصص و وظیفه و مسئولیتی که دارد شرعاً و قانوناً و وجداناً بر او واجب است همواره آماده پذیرش بیماران مخصوصاً بیمارانی که وضعیت فوریتی و به اصطلاح اورژانسی دارند باشد و ازآن خودداری نکند که مسئول و معاقب خواهد بود .
در متون اسلامی است : « روی عن ابی عبدالله (ع) قال : کان المسیح (ع) یقول ان التارک شفاء المجروح من جرحه شریک جارحه لامحاله و ذلک ان الجارح اراد فساد المجروح و التارک لاشفائه لم یشأ صلاحه فاذا لم یشأ صلاحه فقد شاء فساده اضطراراً . . . » (۶)
« از امام ابو عبدالله الصادق (ع) نقل شد که فرمود : حضرت مسیح (ع) می فرمود : آن کس که از وظیفه درمان مجروح شانه خالی کند در واقع شریک کسی است که او را مجروح کرد زیرا آن کس که شخص را مجروح کرده اراده داشته او را نابود سازد و آن کس که از درمان مجروح خودداری نموده به نابودی و از بین رفتن او کمک کرده است .
۵ ـ طبیبان جامعه
دانشمندان علوم اجتماعی جامعه انسانی را به فرد تشبیه می کنند و برای آن همانند فرد سلامت و بیماری قائل می شوند . آنان برای جامعه سالم مشخصه هایی ذکر می کنند و اظهار می دارند اگر در جامعه ای فقر و جهل و ظلم و فساد حاکم باشد آن جامعه بیمار است .
از طرف دیگر همان طور که افراد بیمار نیاز به طبیبانی دارند که آنها را معالجه و درمان کنند ، طبیبانی هم باید باشند که بیماری های جامعه را معالجه و درمان نمایند . پزشکان ، طبیبان جسم اند و پیامبران و امامان و صالحان امت ، طبیبان روح . پیامبران آمدند تا به درمان بیمارهای اجتماعی بپردازند .
خداوند در آنجا که پیامبر اسلام را وصف می کند بر این نکته اشاره می نماید می فرماید : « یامرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث و یضع عنهم امرهم و الاغلال التی کانت علیهم »(۷)
« آنها را به انجام خوبیها امر و از بدیها نهی می کند و پاکیزه ها را برای آنها حلال و زشتها را بر آنها حرام می نماید و بارهائی را که بر دوش مردم سنگینی می کند بر می دارد و زنجیرهایی را که بر آنها ( برفکر و ذهن و دست وپا و گردن آنها ) بسته است می گشاید و آزادشان می سازد. »
و از قرآن که آنرا بر محمد پیامبر خود نازل فرموده چنین یاد می نماید: « و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمۀ للمؤمنین و لایزید الظالمین الا خساراً » (۸)
« ما از آیات قرآن آنچه را که برای مؤمنین شفاء و رحمت است نازل کردیم ولی ظالمان ( کافران ، منافقان ، فاسقان ) به آن عمل نمی کنند و جزء خسران و زیان چیزی برای آنها حاصل نمی شود »
و حضرت علی (ع) آن حضرت را اینگونه معرفی می نماید : « طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه واحمی مواسمه یضع من ذالک حیث الحاجۀ الیه من قلوبٍ عمیٍ و اذانٍ صمٍ والسنۀٍ بکم متتبع بدوائه مواضع الغفلۀِ و مواطنَ الحیره لم یستضیئوا باضواء الحکمۀو لم یقدحوا بزناد العلوم الثاقبه » (۹)
او طبیب مردم است که با دلسوزی و همراه با دارو و درمان همواره در میان آنها گردش می کند تا بیماران را بیابد و به درمان آنها بپردازد . او مرهمهایش را با اثر بخشی هر چه بیشتر و بهتر و داغی هایش را هرچه سوزان تر و مؤثرتر به کار برده است ( کنایه از اینکه او امر و نواهی اش حکیمانه و بجا و لازم است یعنی ) در هرکجا ، هرچیزی که لازم و نیاز بود انجام داد ، او دلهای کور و تاریک را به نور دانش روشن و گوشهای کر را به معارف دینی شنوا و آشنا و زبانهای لال را به گفتن سخنان حق توانا و باز کرد ، وجهه همتش را بر این قرار داد که دارو و درمان خود را برای معالجه بیماریها : غفلتها و جهالتها و حیرانی ها و سرگردانی ها و … به کارگیرد ولی مردم آن طور که می بایست از آن استفاده نکردند و از انوار آن راهنمایی نگرفتند و چراغ دل خود را به جرقه های علوم و معارف آن روشن نکردند .
و در روایت آمده : ان الصالحین یدورون علی مرضی القلوب فیعالجونهم(۱۰) : نیکان دور می زنند تا بیماران دل را پیدا کنند و آنها را معالجه نمایند .
و عیسی مسیح (ع) را دیدند از خانه زن بدنامی بیرون آمده ، یکی به طعن گفت : کجا بودی ؟ گفت : به این خانه رفته بودم تا بیماری را که در آن بود ، معالجه نمایم.(۱۱)
بهداشت :
۶ ـ بهداشت یا حفظ الصحه
وقتی می گوییم بهداشت یک معنایش این است که انسان در حفظ سلامت خود بکوشد .
در تعالیم اسلامی ، سلامتی و تندرستی از نعمتهای بزرگ الهی است و انسان باید به آن اهمیت بدهد و ارزش آنرا بشناسد و به حفظ و شکر گذاری و بهره گیری از آن توجه نماید .
از سخنان امام علی (ع) که فرمود : « الصحۀ افضل النعم » (۱۲) تندرستی از بهترین نعمتها است .
در اسلام هرگونه عمل و رفتاری که در حفظ و سلامت یا بازگردانیدن سلامتی و تندرستی به انسان کمک کند مورد توجه و سفارش قرار گرفته و هر عملی که سلامت انسان را به مخاطره می اندازد ، قدغن و بر اجتناب از آن تأکید شده است .
آیا خداوند به ما دندان داده که مثلاً با آن گردو بشکنیم و به آن آسیب برسانیم . آیا این صرف نعمت خداوند در خلاف جهت آن و کفران نعمت نیست ، آیا این درست است که با استعمال دخانیات و مصرف مواد مخدر و مسکرات ، سلامتی خود را از دست بدهیم و خود را هلاک و نابود کنیم و آیا خداوند به اینها راضی است ، هرگز .
جائی که خداوند اجازه نمی دهد شخص یک امر واجب ( مثل روزه ) را وقتی برای او ضرر و خطر دارد انجام دهد حکم این قبیل کارها خود به خود روشن خواهد شد .
به این حدیث توجه نمائید :
نوشته اند در زمان رسول خدا ( ص ) مردی نذر کرده بود روزه بگیرد و از اول طلوع تا غروب در زیر آفتاب بماند . رسول خدا ( ص ) حکم کرد مرد روزه را داشته باشد ولی از ماندن در زیر آفتاب خودداری نماید . (۱۳)
۷ ـ بهداشت فردی و بهداشت عمومی
بهداشت معنای عامتری نیز دارد . دانشمندان و دست اندرکاران علوم بهداشتی اموری را مطرح می کنند که در بهی و سلامت زیستن فرد و جامعه ( بهداشت فردی و بهداشت عمومی ) نقش دارد و از آن به صورت عام و مطلق به ( بهداشت ) یاد می نمایند .
در اینجا به برخی از این امور اشاره و به ذکر متونی چند بسنده کرده و توصیه می کنیم در این رابطه ( کتاب بهداشت در اسلام ) را مطالعه نمائید .
الف ـ نظافت و پاکیزگی
در اسلام به نظافت و پاکیزگی تن و لباس و خانه و اثاث خانه سفارش اکید شده و توصیه گردیده مسواک بزنید و بوی خوش ( عطر ) مصرف نمائید و به حفاظت و نظافت محیط : آب و هوا و فضا و اماکن عمومی تان : معابر ، مساجد ، مدارس ، ادارات ، حمامات ، بیمارستانها ، هتل ها ، پارکها ، جنگلها ، رودخانه ها ، کوهها ، دریاها ، وسائل حمل و نقل همگانی و . . . توجه نمائید .
در روایت آمده است : « انَّ الله یبغض الوسخ و الشعث » (۱۴) خداوند دشمن دارد چرکی و ژولیدگی را
و در قرآن مجید است « و ثیابک فطهر والرجز فاهجر »(۱۵) و جامه ات را بشوی و چرکی و پلشتی را از خود دور کن .
و از امام ابوالحسن موسی بن جعفر ( ع ) آمده « ینبغی للرجل ان لایدع الطیب فی کل یوم » ( ۱۶) سزاوار نیست مرد استعمال بوی خوش ( عطر ) را هیچ روزی ترک کند .
و از رسول خدا ( ص ) نقل شد که فرمود « لولا ان اشق علی امتی لامرتهم بالسواک مع کل صلوه » (۱۷) ـ اگر بر امتم کار را مشکل نمی کردم، آنها را امر می کردم با هر نمازی ( یعنی در هر شبانه روز پنج بار ) مسواک بزنند .
و از سخنان رسول خدا ( ص ) است که فرمود « اکنسوا افنیتکم و لاتشبهوا بالیهود » (۱۸)ـ خانه های خود و حریم آنها را آب و جارو و تمیز کنید و مانند یهودی های کثیف نباشید .
و در روایت است که رسول خدا ( ص ) فرمود « من قمّ مسجداً کتب الله له عتق رقبه » (۱۹) کسی که مسجدی را تمیز و غبار روبی و آب و جاروب کند خداوند برای او ثواب آزادی یک بنده را می نویسد .
و در حدیثی آمده است « ان للماء سکان فلاتؤذوهم ببول و لاغایط»(۲۰)ـ در آب و برای آب موجودات زنده ای هستند ، آنها را با ادرار و مدفوع کردن در آب اذیت نکنید .
و از رسول گرامی اسلام نقل شد که فرمود « اتقوا الملا عن الثلاث : البراز فی الموارد و الظل و قارعه الطریق » (۲۱) از نشستن در سه جا ( برای قضای حاجت ) که موجب لعن خدا و مردم است خودداری کنید : موارد و محلهای عبور به رودخانه ها و آبگیرها و سایه درختان که محل استراحت مردم است و جاده ها .
ب ) استفاده نکردن از چیزهای اشتراکی
یکی از عوامل سرایت و انتقال و آلودگی به میکروبها و مبتلا شدن انسانها به بیماریها ، استفاده از چیزهای اشتراکی بین چند نفر ، مثل حوله ، مسواک ، شانه و ظروف است .
در فرهنگ و تعالیم اسلامی به این مسئله که از چیزهای مشترک بین چند نفر نباید استفاده شود سفارش شده است و از ائمه ( ع ) هم عملاً نقل گردیده است.
عن ابی عبدالله ( ع ) قال کانت لامیرالمؤمنین ( ع ) خرقه یمسح بها وجهه اذا توضأ للصلوه ثم یعلقها علی وتدلایمسها غیره ( ۲۲ ) : امیرالمؤمنین علی ( ع ) دستمال و حوله ای داشت مخصوص به خود که وقتی وضو می گرفت صورت خود را با آن خشک می کرد و بعد آنرا به میخی آویزان می نمود و کس دیگر به آن دست نمی زد .
ج ) خودداری از ازدواج با فامیل
از جمله نکات مهمی که علم ژنتیک بر آن تأکید می کند ازدواج با افراد غیر فامیل و خودداری از ازدواج با فامیل نزدیک است .
تحقیقاتی که در این زمینه شده ، نشان داد ، که بسیاری از بیماریها که در یک خاندان است به صورت توارثی به نسلهای بعد منتقل می شود و بر اثر ازدواج دو نفر از این خاندان با یکدیگر عمیق تر می شود ولی با ازدواج با افراد بیگانه و غیر فامیل کم کم رو به اصلاح می رود و بالاخره دنباله آن قطع می گردد .
دین مقدس همواره به این موضوع توجه داشته و پیروان خود را به خودداری از ازدواج با افراد فامیل و به وصلت و ازدواج با افراد غیر فامیل سفارش کرده است زیرا این امر از طرفی سبب گسترش بیشتر پیوندهای قومی و از بین رفتن دشمنی های دیرینه طائفه ای می شود و از طرف دیگر از به وجود آمدن نسل مریض و ناتوان و مهمل و عقب افتاده و منگل جلوگیری می نماید .
از سخنان رسول خدا ( ص ) است که فرمود « لاتزوجوا القرابه القریبه فان الولد یخرج ضاویا (۲۳) ـ با خویشان نزدیک ازدواج نکنید ، چون سبب می شود فرزند لاغر و بیمار و ناتوان به وجود آید .
د ) قرنطینه به هنگام شیوع برخی بیماریها :
در جهان معاصر وقتی مثلاً در شهر یا منطقه ای ، بیماری وبا دیده می شود بلافاصله آنجا را قرنطینه می کنند به این ترتیب که نمی گذارند کسی از آنجا خارج شود و یا به آنجا وارد شود ، این امر بدین منظور است که از گسترش این بیماری به جای دیگر و از آلوده شدن افراد سالم به آن جلوگیری شود .
شاید برخی فکر کنند این امر از ابتکارات دنیای جدید است در صورتیکه این امر در تعالیم و تاریخ اسلام سابقه طولانی دارد . به عنوان نمونه :
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه نقل می کند :
عمربن خطاب همراه گروهی در سال ۱۷ هجری به شام می رفت . در طول راه اطلاع یافت که در شام طاعون آمده تصمیم گرفت به آنجا وارد نشود ، ابوعبیده جراح ، یک تن از همراهان اعتراض کرد که آیا می خواهی از قضا و قدر الهی فرارکنی ولی عبدالرحمن بن عوف یکی دیگر از همراهان گفت که از رسول خدا ( ص ) شنیدم فرمود : « اذا کنتم ببلاد الطاعون فلاتخرجوا منها و اذا قدمتم الی بلاد الطاعون فلاتدخلوها ( ۲۴ ) ـ اگر در شهری هستید که طاعون آمده از آن خارج نشوید و اگر در راه شهری هستید که طاعون آمده به آن وارد نشوید و عمر به تصمیم خود عمل کرد .
بیمار ، بیماریها :
۸ ـ یک بحث ادبی :
بی شک ، کلمه بیمار فارسی است ولی آیا کلمه ساده است یا مشتق جای حرف است به نظر من کلمه بیمار مثل کلمه بیدار نیست که ساده باشد بلکه مثل کلمه بیکار است و مشتق می باشد و از « بی » و « مار » ساخته شده است . بیمار یعنی کسی که مار ندارد ، فاقد مار است .
کلمه « مارستان » که به معنای بیمارستان است می تواند شاهد گویای این ادعا باشد .
توضیح می دهم ، مطلب روشن می شود :
از زمانهای بسیار قدیم تا کنون ، همانطور که محققان تاریخ علوم پزشکی و درمانی می گویند ، بالغ بر چهل روش درمانی پیشنهاد و رایج شده و به تدریج بسیاری از آنها بهر شکلی و بهر دلیلی که بود کنار گذاشته شد و ما در بحثهای خود به تناسب به بعضی از آنها اشاره خواهیم نمود .
یکی از این روشها روش نیش درمانی بود ، کسانی بودند که به خواص نیشهای حشرات و خزندگان آگاه بودند و چنانچه فردی را نزد او می آوردند که یک حشره یا خزنده او را گزیده بود ، می گفت : فلان حشره یا فلان خزنده را باید پیدا کرد و بر روی آن فرد رها کرد تا او را بگزد و چنین میکردند و آن فرد بهبودی می یافت .
این یکی از راز و رمز های طبیعت است که خداوند زهر یک حیوان را پادزهر حیوان دیگر قرار داده است .
این وضع بعدها بر اثر تجربه ها در موارد مریضهای دیگر اعمال می گردید .
جالب این است که امروزه احیاناً بر سر در داروسازی ها و داروخانه ها تابلوئی نصب می شود با آرم و عکس یک مار چنبره زده و سر برافراشته که از آن دوران ها به جای مانده و نشانه و دلیل این است که از نیش و زهر مار برای دارو و درمان استفاده می کردند .
در آن زمانها ، در جائی انواع گوناگون مارها را نگه داری می کردند و افرادی که دارای آگاهی و تخصص بودند حضور داشتند تا اگر فردی را که جانوری او را نیش زده یا به هرشکلی دیگر مریض بوده به آنجا آوردند این افراد یک نوع مار را که خود می شناختند بر بدن مریض می انداختند تا او را نیش بزند و به این ترتیب او را درمان می کردند .
این جاها و این مکانها را ، مارستان می نامیدند . بر اساس این اصطلاح «مارستان » مریضخانه ، دارالشفا ، درمانگاه ، معنی می داد و بعدها که این روش درمانی کنار گذاشته شد و درمان بدون استفاده از مار صورت می گرفت این جاها و مکانها باز همچنان مارستان نامیده می شد تا اینکه بالاخره امروز نام بیمارستان به خود گرفت .
از اشعار جامی با اصطلاح به جای مانده آن دوران هاست .
بردش از قصر چون نگارستان همچو دیوانگان به « مارستان »
در تاریخ است که اعراب مسلمان تا چند قرن نام المستشفیات یعنی درمانگاهها و بیمارستانهای خود را از ایرانی ها گرفته و آن را مارستان می نامیدند .
در تاریخ اسلام ، زیاد به این اصطلاح و این نام بر می خوریم .
به عنوان مثال از « المارستان المنصوری » یاد می کنیم .
این مارستان را امیرمنصور سیف الدین قلاون از سلاطین سلسله ممالیک مصر ( قرن هفتم ) در قاهره تأسیس کرد و به دانشگاه « جامعه القاهره » ملحق ساخت که در آن بیماران پذیرفته شده و طب به صورت کلاسیک و بالینی تدریس می گردید .
خوانندگان محترم می توانند در این رابطه به فرهنگنامه های عربی و فارسی مراجعه نمایند .
از این دوران به ظاهر افسانه ای ( و شاید حقیقت ) این افسانه به جای مانده است :
در شهری طبیبی بسیار دانا و حاذق زندگی می کرد و بیماران از راه دور و نزدیک به نزد او می آمدند و او آنها را درمان می کرد . یک روز بیماری به او مراجعه کرد و او بعد از نگاه و معاینه اش گفت من راه علاج و درمان بیماری تو را نمی دانم . بیمار از حرف طبیب چنین دریافت کرد که بیماری او درمان ندارد و به زودی خواهد مرد ، مأیوسانه و نگران حرکت کرد و رفت .
در بین راه در جائی کاسه سر انسانی را دید و لحظاتی بعد افعی ای ( ماری بزرگ ) را دید که سر خود را داخل آن برد و مقداری مایع زردابه رنگی از دهانش در آن کاسه ریخت و رفت .
آن بیمار با خود گفت : من که می خواهم بمیرم چه بهتر این زهر افعی را سر می کشم و می خورم و خود را راحت می کنم . بی درنگ آن را بر می دارد و می خورد و دراز به دراز می خوابد ، پس از مدتی احساس می کند حالش خوب شده و هیچ بیماری ای ندارد و از این حالت بسیار شگفت زده و خوشحال می شود .
او دیگر حتی به بیماری ای که داشت فکر نمی کرد و اصلاً آنرا فراموش کرده بود تا اینکه یک روز به راهی می رفت و شنید یکی او را از پشت سر صدا می زند ، برگشت و آن طبیب را دید که به او نزدیک می شود و متعجبانه و بلند از او می پرسد ؟
آیا تو آن کسی نیستی که چندی پیش برای مداوا و درمان پیش من آمده بودی ؟
گفت : بلی
گفت : کجا پیدا کردی کاسه سر انسان را ؟ کجا پیدا کردی قی افعی را ؟!!
آن شخص هاج و واج شده و بهت زده پرسید جناب حکیم چرا آن روز که برای درمان به نزد تو آمدم این را به من نگفتی .
طبیب گفت چون فکر می کردم دسترسی به این دوا برای هیچکس میسور نیست و تو نمی توانی به آن دست یابی .
آن بیمار جریان را برای طبیب گفت
و طبیب خوشحال گردید
و هر دو خدا را شکر کردند .
۹ ـ بیماری های جسمی و بیماری های روحی و تأثیر هر یک از آنها بر دیگری :
انسان موجودی است دو ساحتی ، موجودی است که از دو جنبه تشکیل می شود ، یکی جسم و دیگری روح ، این مسئله امروز به آن اندازه از بداهت و وضوح رسیده که روانشناسان و روانپزشکان انسان را موجود « روانتنی » یعنی موجودی مرکب از روان و تن تعریف می کنند .
انسان همانطور که احیاناً از لحاظ تن بیمار می شود از لحاظ روان نیز بیمار می گردد و آن شامل پریشانیها و ناتوانی های ذهنی ، اختلال در سیستم عصبی ، اضطرابها ، پرخاشگریها ، پژمردگی ها و استرسهای روحی و بالاخره ناهنجاریهای عاطفی و اخلاقی می شود .
با عنایت به این نکته همانطور که دیابت ، سل ، سرطان ، حصبه ، آنفلوانزا بیماری است ، همانطور ، نفاق ، دروغ ، کینه توزی ، حرص و قساوت ، بیماری است.
در متون اسلامی از جمله روی این نکته تأکید شده است :
در روایت از امام علی ( ع ) است « الحقد خلق دنی و مرض مردی » (۲۵) ـ کینه ، خوئی پست و بیماری ای پست و کشنده است و نیز از آن حضرت است . « الحسد شر الامراض » (۲۶)
جالب این است که این گونه بیماریها بیشتر به قلب که مرکز احساسات یا همان حقیقت و ذات انسان است نسبت داده شده و از آنها به عنوان سخت تر و خطرناکتر از بیماریهای جسمی یاد گردیده است .
از سخنان حضرت علی ( ع ) است که فرمود « الاوان من البلاء الفاقه و اشد من الفاقه مرض البدن و اشد من مرض البدن مرض القلب ( ۲۷ ) ـ بدانید که همانا از بلاها فقر و ناداری است و بدتر از آن ، بیماری جسمی و بدتر از آن ، بیماری دل است .
از آیات قرآن مجید است که درباره منافقین اینگونه تعبیر می کند : « فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا » (۲۸) ـ در دل آنها مرض است ( آنها ذاتاً بیمارند ) خداوند مرض و بیماری آنها را زیاد گرداند .
نکته مهم دیگر در این رابطه این است که تن و روان آن چنان در هم رفته و باهم ترکیب شده اند که اصولاً نمی شود آنها را به طور مستقل و جدای از یکدیگر لحاظ کرد . هرنوع وضعیت و حالت اعم از سلامت یا بیماری که برای یکی از آنها پدید آید در دیگری نیز اثر می گذارد و امروز شاخه مهمی در علوم پزشکی باز شده به نام پسی کوسوماتیک یا طب روانتنی که در همین زمینه بحث می نماید .
ما می بینیم وقتی یک نفر دچار تب شدید می شود به هذیان و پرت و پلاگوئی می افتد ، یا وقتی کسی خجالت می کشد چهره اش سرخ می شود یا وقتی می ترسد رنگش زرد می شود .
این نکته را می توانیم روانشناسی بیماران ، اصطلاح کنیم .
این نکته در متون اسلامی مانیز آمده است .
از سخنان حضرت علی (ع) است که می فرماید : « الحسد یضنی الجسد » (۲۹) رشک و حسد تن را رنجور می سازد .
این همان سخن مثل گونه ای است که گفته می شود حسود از فربه شدن دیگران لاغر می شود .
دارو و درمان :
۱۰ ـ تحمل بیماری
در متون اسلامی از بیماری به عنوان یکی از بلاها یاد شده است .
در اسلام برای بیمار از این نظر که مریض شده اجر و ثوابی نیست ولی از این نظر که آن را تحمل می کند و زبان به گله و اعتراض و شکایت و ناسپاسی باز نمی کند برای او کمال و ثواب محسوب و منظور می گردد از سخنان رسول خدا (ص) است : « المریض تحات خطایاه کما یتحات ورق الشجر » (۳۰) مریض گناهانش می ریزد همانطور که برگ درخت می ریزد .
در اندیشه اسلامی ، بیماری برای مؤمن امتحان است همانطور که سلامتی برای وی امتحان است از سخنان امام علی (ع) است که فرمود : « ان البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان و للانبیاء درجۀ » (۳۱) بلا و گرفتاری ( از جمله بیماری ) برای ستمگر تأدیب و تنبیه و برای مؤمن امتحان و برای پیامبر رفعت درجه و مقام است .
روشن است رسیدن به این باور و پذیرفتن این اعتقاد که بیماری برای من امتحان است و تحمل آن مایه فروریختن گناه و پاک شدن از آن است از نظر روحی بسیار مهم است . این امر انسان را برای پذیرش حوادث ( آن طور که هست ) آماده می کند و به او از نظر روانی آرامش می بخشد ، ظرفیت روحی او را بالا می برد و به او آرامش قلبی که جان مایه حیات انسانی انسان است عطا می نماید .
پیشوایان دینی ما به استقبال از بیماری نمی رفتند ولی اگر پیش می آمد و مریض و بیمار می شدند با صبوری و آرامش روحی زائد الوصفی آنرا تحمل می کردند و در عین حال که به دارو و درمان می پرداختند و دعا می کردند بهبودی یابند . هیچگاه آنرا تمام مشغله ی فکری خود قرار نمی دادند ، آرامش خود را حفظ می کردند و برنامه همیشگی خود را دنبال می نمودند و آنی از آن غفلت نمی کردند .
در زندگی پیامبر اسلام می خوانیم که در روزهای آخر عمرش که سخت بیمار بود به کمک علی ( ع ) و دیگران برای نماز به مسجد می رفت.
و از دعاهای امام علی ( ع ) است که عرض می کرد « اللهم انی اعوذبک من سقم یشغلنی و من صحه تلهینی » (۳۲)
خدایا به تو پناه می برم از بیماری که مرا به خود مشغول کند و از عبادت و هرکار خوب دیگر باز دارد و به تو پناه می برم از سلامت و تندرستی که مرا به لهو و لعب سرگرم نموده و از یاد و پرستش تو و انجام کارهای خیر دیگر دور نماید .
۱۱ ـ رجوع به طبیب و اقدام به درمان :
جهان ما جهان اسباب است . خداوند برای هر چیزی سببی و وسیله ای قرار داده است و بر این نیز تأکید کرده است که هر چیزی را باید از راهش و از وسیله ای که برایش قرار داده شده طلب کرد و در غیر این صورت به آن نخواهید رسید . ابی الله ان یجری الامور الاباسبابها ( ۳۳ ) ـ و در همین راستا بر این امر توصیه و تأکید شده که به هنگام بیماری باید به طبیب مراجعه کرد و دارو مصرف نمود تا شفاء یافت و به سلامت و بهبودی نائل شد و در سطور فوق اشاره کردیم که پیشوایان دینی ما به هنگام بیماری به دارو و درمان مبادرت می نمودند. این ایده و روش آن بزرگواران بود .
در حدیثی از اسامه بن شریک آمده « قال شهدت الاعراب یسألون النبی ( ص ) . . . فقالوا یا رسول الله هل علینا جناح ان لانتداوی قال تداووا عبادالله فان الله سبحانه لم یضع داء الا وضع معه شفاء » (۳۴) ـ اسامه گفت : شاهد بودم یک روز چند تن از اعراب حضور پیامبر ( ص ) بودند و از آن حضرت سوالاتی کردند و او به آنها جواب داد … از جمله پرسیدند یا رسول الله اگر مریض شدیم و مراجعه به طبیب نکردیم و اقدام به درمان ننمودیم و دارو مصرف نکردیم آیا برای ما گناهی هست ؟ فرمود : بندگان خدا چرا خود را مداوا نکنید ، فکر می کنید بیماری ها درمان ندارد یا فکر کنید خود به خود بهبودی می یابند ! اینطور ها نیست . اگر مریض شدید حتماً به طبیب مراجعه کنید و به دارو و درمان بپردازید چون خدای سبحان هیچ درد یا مرضی را نداد مگر آنکه درمان و شفاء آنرا هم به همراه آن قرار داد .
عن علی ( ع ) قال : ما انزل الله من داء الا انزل له شفاء (۳۵ )
و نیز در حدیث آمده است که حضرت موسی کلیم مریض شد و مدتی طول کشید و بهبودی نیافت . بنی اسرائیل گفتند بهتر است طبیبی برای تو بیاوریم تا داروئی برای تو تجویز کند و تو آن را مصرف کنی . اگر چنین کنی خوب می شوی . فرمود نه لازم نیست ، خدا مریضم کرده و همو اگر خواست مرا شفا می دهد ، وحی آمد و او را مورد خطاب و عتاب قرار داد که ای موسی تو با این کارت میخواهی حکمتم را باطل کنی کی این خواص داروئی را در این گیاهان قرار داده ؟ من ! تا تو به طبیب مراجعه نکنی و دارو مصرف ننمائی ، تو را شفا نمی دهم . ( ۳۶ )
سخن بنیوش و میکن حلقه گوش مبـادا آنکه بنـمائی فرامـوش
نیایـد تـا به بـالینـت طبـیبی نـداری از شـفای مـن نصیبـی
که کار من به حکمت هست دائم به حکمت نظم عالم هست قائم
تو بی اسباب خواهی نعمت من بود این ، عین نقض حکمت من
طبـیب تـو دوا داده ، خـدا داد دوای تـو شـفـا داده خـدا داد (۳۷)
احادیث فوق در حقیقت تعریض است بر کسانی که به عقیده خودشان کمک خواستن از غیر خدا را مباین با اصول توحید می دانستند چون به عقیده آنها این قبیل گرایشات ، اصل لامؤثر فی الوجود الالله را زیر سؤال می برد و آن را نفی می کند ، در صورتی که اصلاً اینطور نیست .
مصرف دارو و درمان یک طرف قضیه است و شفاء از خدا طرف دیگر قضیه ، کمک گرفتن از دارو برای شفاء به خواست و قضای الهی همانطور که اشاره شد هیچگونه منافاتی با توحید افعالی که از معارف عالیه دینی ما است ندارد .
۱۲ ـ مصرف دارو در حد ضرورت :
پزشکان حاذق معتقد به مصرف داروی زیاد نیستند و حتی المقدور به آن توصیه نمی کنند . در روایات و متون اسلامی نیز روی این موضوع تأکید گردیده است .
در احادیث آمده دارو همانند صابون است که لباس را تمیز می کند ولی در عین حال آنرا مندرس می نماید . (۳۸)
و از سخنان رسول خدا ( ص ) است ( تجنب الدواء ما احتمل بدنک الداء فاذا لم یحتمل الداء فالدواء ) : (۳۹) حتی المقدور و تا آنجا که می توانی درد و بیماری را تحمل کنی از مصرف دارو اجتناب و خودداری کن و چنانچه رسیدی به جائی که دیگر نمی توانی تحمل کنی یا خطر جدی است آن وقت از دارو استفاده کن .
و در روایت آمده است « ما من دواء الا و هو یهیج داءً (۴۰) ـ هیچ داروئی نیست مگر اینکه مصرف آن باعث حرکت و پیدایش بیماری دیگر می شود .
۱۳ ـ تغییر آب و هوا و تغییر برنامه غذایی :
در مسائل پزشکی و درمان گفته می شود که مصرف دارو تنها راه نیست بلکه راههای دیگر نیز برای درمان بیماری ها و بهبودی یافتن وجود دارد .
در متون اسلامی روی برخی از راهکارهای دیگر به غیر از مصرف دارو ـ جهت درمان بیماریها تأکید شده است که از جمله آنهاست .
۱ ـ تغییر آب و هوا یا رفتن به سفر
از سخنان رسول خدا ( ص ) است که فرمود : سافروا تصحوا ( ۴۱ )
۲ ـ تغییر برنامه و رژیم غذایی یا گرفتن روزه
از سخنان رسولخدا ( ص ) است که فرمود : صوموا ، تصحوا ( ۴۲ )
۱۴ ـ حجامت :
از جمله روشهای قدیمی که دارد کم کم در میان پزشکان معاصر جای خود را باز می کند و معمول و متداول می شود و در متون اسلامی نیز سفارش شده حجامت است .
عن النبی ( ص ) قال : ان کان فی شیی مما یتداوون به خیر فالحجامۀ ( ۴۳ ) اگر در میان روشهای درمانی خیر و فائده ای باشد یکی از آنها حجامت است .
۱۵ ـ انرژی درمانی
یکی از روشهای درمانی که اصالت شرقی و قدمت چهار هزار ساله دارد و همچون طب سوزنی از طب سنتی چین مایه می گیرد انرژی درمانی است و در حدود چهل سال قبل توسط برخی از دانشمندان و دست اندرکاران بهداشت و درمان و دوست داران عرفان شرقی وارد آمریکا شد و با دید و رویکرد جدید مدون و عملی گردید .
این روش امروزه به عنوان یکی از روشهای طب مکمل و جایگزین در درمان امراض شناخته شده و به نامهای مختلف ، هاله ، پرانا ، بیوفیلد ، بیوانرژی و انرژی درمانی و احیاناً لمس درمانی نامیده می شود .
از مروجان این روش درمانی در غرب پروفسور دولوس کریجر استاد کرسی پرستاری در دانشگاه نیویورک و دوراکانز رئیس انجمن عرفان آمریکا است .
در تبیین این روش درمانی گفته میشود :
در پیرامون بدن موجودات ( مخصوصاً موجودات زنده ازجمله انسان ) تا حدود فاصله خاصی ( به اختلاف موجودات و شرایط ) میدان الکترومغناطیسی وجود دارد که از مجموعه تشعشعاتِ نشأت گرفته از ماهیتِ اتمی جسم ایجاد می شود ، این میدان مغناطیسی و چگونگی آنرا با ابزارها و تکنیک های خاص آزمایشگاهی می توان اندازه گرفت و از آن عکس برداری نمود .
این وضعیت در مورد انسان از سطح بدن بین ۳۰ تا ۴۵ سانتی متر است و تاحدود زیادی به چگونگی وضعیت ذهنی و روانی شخص بستگی دارد و تابع شرایط متغیر او است و ملاحظه این وضعیت به درمانگر این امکان را می دهد که علائم و آثار سایکوسوماتیک ( بیماری روانتنی ) بیمار مدد جو و تحت درمان را بشناسد و به درمان او بپردازد .
این روش علمی است ولی برای اینکه آن کاملاً مؤثر واقع شود از جمله شرایط آن این است که درمانگر جداً قصد کمک و درمان بیمار مددجو و توجه محض به موضوع را داشته و مددجو نیز اعتماد و امیدش به آن جلب شده باشد.
این روش به دو صورت انجام می گیرد : به صورت لمس یا تماس و به صورت غیرتماس ، در فرم غیرتماس دستهای پزشک یا پرستار درمانگر در فاصله ۱۰ تا ۱۲ سانتی متری از بدن بیمار حرکت می کند و به کمک آن ابزارها محل ضایعه یا درد را می یابد و با تمرکز خاص روی آن قسمت از بدن به درمان آن می پردازد .
گفته می شود با این روش می توان درد را تسکین داد ، اضطراب و استرس را برطرف نمود ، شکستگیهای استخوان را اصلاح و ترمیم کرد ، زخمها ، اعتیادها را درمان نمود و بالاخره می توان علائم حیاتی را ایجاد و فعال ساخت و احیاناً زندگی را به انسان برگرداند .
این روش درمانی در موارد متعددی از پیامبران و امامان و صالحان امت نقل شده است و بنده شخصاً آنرا باور دارم ولی یادآور می شوم ، مفهوم این سخن این نیست که در این موارد ، تحلیل علمی مزبور را قبول دارم و نقش متافیزیکی معجزه و کرامت را نفی می کنیم ، هرگز .
من بر این باورم آنچه در این قبیل موارد منقوله نقش داشته . عامل غیر مادی است و ما آن را معجزه یا کرامت می خوانیم و آنرا به اراده و اذن خدا می دانیم و تحلیل روش مزبور در حقیقت می تواند مؤید این امر باشد .
در قرآن مجید درباره عیسی مسیح ( ع ) می خوانیم که فرمود :
اذقال الله یا عیسی بن مریم اذکر نعمتی علیک و علی والدتک اذ ایدتک بروح القدس تکلم الناس فی المهد و کهلاً …و ابرئ الاکمه و الابرص باذنی … (۴۴)
هنگامی که خدا گفت : ای عیسی پسر مریم ، به یاد آر نعمتم را بر خود و مادرت مریم . به اینکه تو را مؤید به روح القدس نمودم که در گهواره و سالخوردگی با مردم سخن بگوئی و کور و پیس را به اراده و اجازه ام شفا دهی.
۱۷ ـ دعا
یکی از مسائلی که در بحث بیماری و درمان مطرح می شود مسئله دعا است .
در متون اسلامی آمده که وقتی بیمار شدید دعا کنید و از خدا بخواهید که شفایتان دهد و نیز آمده که درباره بیمارانتان دعا کنید و شفاء آنرا از خدا بخواهید.
در روایت است که علاه بن کامل یکی از اصحاب امام صادق می گوید : آن حضرت به من فرمود علیک بالدعاء فانه شفاء من کل داء (۴۵) ـ بر تو است که همواره دعا کنی چون دعاء سبب شفاء از هر درد و هر بیماری است .
پرسیده می شود دعا چه نقش و چه تأثیری در این رابطه می تواند داشته باشد: ما در دنیای پر راز و رمز زندگی می کنیم ، مسائل هستی بسیار پیچیده است ، حوادثی روی می دهد که سر آنها را نه تو می توانی بفهمی و نه من ، وقایعی اتفاق می افتد که از آنها سر در نمی آوریم . در کنار علل و اسباب ظاهری و مادی ، علل و اسباب باطنی و معنوی وجود دارد که به راستی ناشناخته است به قول دانشمندان دنیای ما دنیای ناشناخته است و اصلاً خودمان موجود ناشناخته ایم .
دعا یکی از این مسائل پیچیده و ناشناخته است دعا یک عامل است همچون عاملهای دیگر ، یک عامل است که ماده را به معنی و ظاهر را به باطن و زمین را به آسمان ربط می دهد و در متون اسلامی بر روی این پیوند ارتباطی توصیه شده و به آن سفارش و تأکید گردیده است این مسئله نه تنها در اسلام بلکه در همه ادیان هست و می توان گفت ریشه در فطرت آدمی دارد.
دعا از روح نیاز انسان به خدا سرچشمه می گیرد . آدمی همانطور که به آب و غذا و هوا نیاز دارد ، به ایمان و نیایش و دعا نیز نیازمند است . دعا یکی از عوامل و امکانات و نیروهائی است که امکان زندگی خوب را برای انسان به ارمغان می آورد و نبود آن موجب سختی و دشواری فراوان خواهد بود .
از آیات قرآن مجید است : من اعرض عن ذکری فان له معشیه ضنکا(۴۶) ـ خداوند می فرماید کسی که از ذکر و یاد من اعراض کند و از آن روی گرداند زندگی تنگ و سخت خواهد داشت .
و نیز از آیات قرآن است که می فرماید : یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هوالغنی الحمید ( ۴۷ ) ـ ای مردم شما به خدا نیازمندید و خداوند بی نیاز و ستوده است .
و نیز از آیات قرآن است . ادعونی استجب لکم (۴۸) مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم .
و در روایت آمده است که امام صادق (ع) به میسر یکی از یارانش فرمود : یا میّسر ادع و لاتقل ان الامر قد فرغ منه (۴۹) ـ ای میسر دعا کن و نگو کار تمام شد و دیگر راه و چاره ای نیست . ای میسر دعا کن و نگو دارو مصرف می کنم و حتماً بهبودی می یابم و نیاز به دعا نیست ( هیچگاه نا امید نشو و هیچگاه فقط به عوامل و اسباب مادی و ظاهری تکیه مکن .
ما در جهانی زندگی می کنیم که بسیار پیچیده و پر راز و رمز است ، جهانی که ماده و معنی ، ظاهر و باطن و آسمان و زمین با هم در تعامل و ارتباط اند و خداوند حکیم چنین قرار داده که اگر مریض شدیم دارو بخوریم و از او بخواهیم و امیدوار باشیم که شفایمان دهد ، مصرف دارو ، امداد و استفاده از وسیله مادی و ظاهری و دعا و توسل توجه و بهره گیری از امداد غیبی و باطنی است و این دو مکمل یکدیگراند و می توان گفت مؤثر اصلی همان غیب و باطن یا همان خدا است .
کلام دیگر : اگر ما نقش و اثر مادی دعا را انکار کنیم این را که دعا اثر و نقش روحی و معنوی دارد ، هرگز نمی توانیم انکار کنیم . دعا اثر تلقینی و قدرت بخشی روحی و روانی الهی برای انسان دارد . دعا اضطراب و نگرانی و افسردگی و ترس و یأس را از دل انسان می زداید و به او امید و شادی می بخشد و بدیهی است رسیدن به این باور و داشتن این روحیه نقش مهمی در تحمل بیماری و غلبه بر آن خواهد داشت .
و کلام آخر ، اگر به فرض بخواهیم با تحلیل علمی و مادی به دعاء نگاه کنیم ، دعا همان انرژی درمانی است . در انرژی درمانی که بحث آن گذشت از انرژی مادی ( الکترو مغناطیس ) بدن بیمار استفاده می شود ولی در دعاء بحث از نیرو و قدرت روحی و معنوی انسان است و جالب این است که در برخی متون اسلامی دعا همراه لمس درمانی که صورت اصلی انرژی درمانی است انجام می گیرد .
توجه بفرمایید :
در سیره و تاریخ اسلام ، از بریده و ابی هریره و سهل و ابن عباس و . . . نقل شد که در جنگ خیبر پس از چند روز ناکامی رسول خدا ( ص ) فرمود :
لاعطین هذه الرایه غداً رجلاً یفتح الله علیه : این علم را فردا به مردی خواهم داد که خداوند به واسطه او جنگ را فتح می کند .
فلما اصبح قال این علی بن ابیطالب فقالوا یشتکی عینیه قال فارسلوا الیه فاتی به : وقتی صبح فردا شد دید علی بن ابیطالب در میان جمع نیست ، فرمود : علی کجاست ؟ گفتند یا رسول لله او به درد چشم مبتلا شده و سخت می نالد فرمود : بروید دنبالش و به نزد من بیاورید، او را آوردند .
فبصق رسول الله ( ص ) فی عینیه و دعاله فبرئ حتی کان لم یکن به وجع : حضرت آب دهان خود را با دست خود به چشمانش مالید و دعا کرد و علی شفا یافت گویا که اصلاً دردی نداشت .
فاعطاه الرایه ففتح الله علی یدیه : آنگاه پرچم را به او داد و با جمعی او را روانه میدان کرد و خداوند به دست او خیبر را فتح نمود. (۵۰ )
و در روایت از معاویه بن عمار یکی از یاران امام صادق ( ع ) نقل شده که آن حضرت فرمود : تضع یدک علی موضع الوجع و تقول « اللهم انی اسألک بحق القرآن العظیم الذی نزل به الروح الامین و هو عندک فی ام الکتاب علی حکیم ان تشفینی بشفائک و تداوینی بدوائک و تعافینی من بلائک » ثلاث مرات و تصلی علی محمد و آله (۵۱ )
اگر دیدی جائی از بدن تو درد می کند ، دست خود را روی جای درد می گذاری و می گویی : خدایا از تو می خواهم به حق قرآن این کتاب بزرگ که روح الامین ( جبرئیل ) آن را فرود آورد ، کتابی که اصل آن در نزد تو در ام الکتاب است و بلند مقام و سراسر حکمت است مرا به شفاء خودت شفا دهی و به دوای خودت مداوا کنی و از بلای خودت عافیت ببخشی . سه بار این دعا را می خوانی و بر محمد و آل او صلوات می فرستی ( امید است که شفا یابی )
۱۷ ـ بیماری احیاناً حکم واکسن را دارد :
همه ما از نقش واکسن آگاهی داریم ، تزریق واکسن ها در حقیقت بیمار ساختن بدن به طور خفیف و ضعیف و در نتیجه فعال و آماده کردن آن برای دفاع در برابر آن بیماری به طور جدی است .
گاهی این عمل به طور طبیعی ( نه مصنوعی ) انجام می گیرد به این معنی که بدن به یک بیماری مبتلا می شود و آن سبب می شود که بدن در برابر بیماریها مقاوم می شود .
از سخنان علی ( ع ) است ، ربما کان الدواء داءً والداء دواءً ( ۵۲ ) چه بسا داروهائی که درد و مرض است و چه بسا دردها و بیماریها که دارو و درمان است.
و نیز از سخنان آن حضرت است رب داءٍ انقلب دواءً ( ۵۳) بسا بیماریها و دردهائی که دوا و شفا است .
از جمله این بیماری ها ، یکی زکام است . این حرفی است که بسیاری از اطباء و شاید همه بر آن اتفاق نظر دارند می گویند در این موارد دارو نخورید و فقط استراحت کنید .
و نقل شد : « کان رسول الله (ص) لایتداوی من الزکام و یقول ما من احدالا و به عرق من الجذام فاذا اصابه الزکام قمعه » ( ۵۴) ـ حضرت پیامبر(ص) وقتی مبتلا به زکام می شد ، دارو مصرف نمی کرد و می فرمود : در هر کسی یک رگه و ریشه ای از جذام ( خوره ) هست ، هنگامی که مبتلا به زکام می شود ریشه آن کنده می شود .
ما و بیماران :
۱۸ ـ پرستاری و معالجه بیماران
اسلام دین انسانی و اجتماعی و مسئولیت پذیری است و بر این نکته تأکید دارد که افراد مریض نیازمند به کمک و مراقبت و پرستاری و نیازمند به تقویت روحی اند و باید به آنها رسید و باید به عیادت و دیدار آنها رفت و به آنها روحیه و امید داد و باید با کمک و مراقبت و پرستاری آنها ، به درمان و شفاء آنان کمک کرد.
اسلام برای عیادت و دیدار بیمار و کمک و پرستاری او و دلداری و امید بخشی به او عالیترین درجات ثواب را قائل شده و بر آن توصیه می نماید.
از رسول خدا ( ص ) نقل شد که فرمود « من سعی لمریض فی حاجه قضاها اولم یقضها خرج من ذنوبه کیوم ولدته امه فقال رجل من الانصار بابی انت و امی یا رسول الله فان کان المریض من اهلبیته او لیس ذالک اعظم اجراً اذا سعی فی حاجه اهلبیته ؟ قال نعم(۵۵) ـ هرکس برای برآوردن حاجت بیماری کوشش کند خواه اینکه کوشش او به نتیجه برسد یا نرسد از گناهانش بیرون می آید و مثل روزی است که از مادر متولد می شود . مردی از انصار گفت : پدر و مادرم فدایت گردند یا رسول الله اگر مریض از افراد خانواده اش باشد آیا ثواب او از این بیشتر نیست ؟ فرمود : چرا .
و نیز از آن حضرت نقل شد که فرمود : « ان من عاد مریضا شیعه سبعون الف ملک یستغفرون له حتی یرجع الی منزله » (۵۶ ) ـ همانا کسی که به عیادت و دیدار بیماری برود ، هفتاد هزار فرشته او را همراهی می کنند و برای او از خدا طلب مغفرت می کنند تا به منزلش برگردد .
و نیز از آن حضرت نقل شد که فرمود : « من قام علی مریض یوما و لیلهً بعثه الله مع ابراهیم خلیل الرحمن فجاز علی الصراط کالبرق اللامع » (۵۷) ـ هرکس یک شبانه روز به کار پرستاری از مریضی بپردازد ، خداوند او را با ابراهیم خلیل الرحمن محشور می سازد و از صراط ( پل جهنم ) مانند برق لامع می گذرد .
و نیز از آن حضرت نقل شد که فرمود : « اذا دخلتم علی المریض فنفسوا الله فی الاجل فان ذالک لایرد شیئاً و هو یطیب النفس »(۵۸) ـ هنگامیکه به کنار بیماری می آئید به او دلگرمی و امید بدهید و این اگرچه اجل را رد نمی کند ، لکن او را خوشدل و خوشحال می کند .
در اینجا لازم است به یک نکته اشاره کنم .
بر خی از بیماریها هست که واگیر و مسری اند و چنانچه افراد سالم با آنهائی که به آن آلوده هستند معاشرت نمایند ، آلوده و مبتلا می شوند از این رو دست اندرکاران مسائل بهداشتی توصیه می کنند . افراد سالم از معاشرت با اینگونه افراد ، احتیاط و اجتناب نمایند .
اما یک نکته است که نباید آنرا نادیده گرفت و آن این است که بسیاری از افراد از نظر طبیعی و ساختار فیزیکی بدن طوری هستند که در مقابل بیماری ها مقاوم اند و به اصطلاح می توان گفت واکسینه اند ، اینان آلوده می شوند ولی هیچگاه مبتلا و بیمار نمی شوند ، مثلاً ممکن است من روزی به صد میکروب سل آلوده بشوم ولی مسلول نشوم .
با عنایت به این نکته نباید همواره به این توهم و وسوسه که ممکن است آلوده شوم از نزدیک شدن و کمک کردن به بیماران که شدیداً نیاز به مراقبت و پرستاری و کمک دارند خودداری کنیم و آنها را به اصطلاح پناه بر خدا و اجلشان رها نمائیم ، این یک اندیشه انسانی و درست نیست و دین ما نیز هرگز به ما اجازه چنین کاری را نمی دهد .
از سخنان رسول خدا ( ص ) است در همین راستا که می فرماید : « الا عدوی و لا طیره و یعجبنی الفال » (۵۹)
بدانید که بیماری واگیر نیست و فال بد مزنید و مرا از فال نیک خوش آید . در این رابطه بد نیست به یک افسانه که بر پایه یک حقیقت ساخته شده اشاره کنم :
مردی از شهری بیرون آمده و به جائی می رفت و فردی بد هیبت و بد شکل را که به سوی شهر می رفت ، دید . از او پرسید : کیستی و به کجا می روی و چکار داری ؟ گفت : من وباء هستم و مأمورم به این شهر بروم و هزار نفر را بکشم .
چندین روز بعد باز همان فرد را که از شهر بیرون می رفت دید به او نزدیک شد و پرسید فلانی !؟ قرار بود هزار نفر را تلف کنی ولی دو هزار نفر مردند . گفت : من هزار نفر را کشتم ، هزار نفر دیگر از ترس مردند .
موجودات ذره بینی ، میکروبها یا عوامل بیماری زا و چگونگی انتقال آنها به انسان :
۱۹ـ موجودات ذره بینی :
فتح بن یزید جرجانی می گوید :
در حضور امام کاظم ( ع ) بودم و آن حضرت از اسماء و صفات الهی سخن می گفت . من از او در رابطه با این اسماء و صفات پرسشهائی کردم . ( حدیث تقریباً مفصل است )
می گوید :
از جمله پرسیدم : فرمودی : « هوالطیف الخبیر فسرّه لی . . . فقال یا فتح انما قلنا اللطیف الخبیر ، للخلق اللطیف و لعلمه اولا تری وفقک الله و ثبتک الی اثر صنعه فی النبات اللطیف و غیر اللطیف و من الخلق اللطیف و من البعوض و الجرجس و ما هواصغر منها مالا یکاد تستبینه العیون . . . لدمامه خلقها . . . و لاتلمسه ایدینا (۶۰ )
فرمودی خداوند لطیف و خبیر است . آنرا برایم تفسیر کن . فرمود : ای فتح ، گفتیم خدا لطیف خبیر است چون خالق اشیاء لطیفه و عالم و آگاه به آنهاست . خداوند به تو توفیق دهد و در دین ثابت قدم باشی ، فتح ، آیا نگاه نمی کنی به آثار صنع خدا در روئیدنی های لطیف و غیر لطیف ، در موجودات لطیف ، در جانوران ریز ، در پشه ها ، در پشه های خیلی ریز ، در چیزهائی که خیلی کوچکتر و ریزتر هستند ، در موجوداتی که از بس ریز اند ، به چشم دیده نمی شوند و به دست لمس و احساس نمی شوند .
در این حدیث به موجودات ذره بینی که فقط توسط میکروسکوبهای امروزی قابل حس است ، اشاره شده است و این مربوط است به سیزده قرن پیش از ساخت میکروسکوب و کشف میکروب و بسیار مهم می باشد.
۲۰ ـ میکرب ، عامل بیماری ها
موجودات ذره بینی و میکروسکوپی که فوقاً به آنها اشاره شد ، موجودات ذی روح و زنده هستند که در همه جا ، در خاک ، در آب ، در هوا وجود دارند و البته همانطور که می دانید برخی از آنها بی آزار و احیاناً بسیار مفید هستند و نقش عمده ای در اعمال حیاتی و زیستی دارند و برخی دیگر از آنها بیماری زا و احیاناً بسیار خطرناک و کشنده می باشند .
از این دسته کلاً به میکرب یا به اصطلاح دیگر پاتوژن و به اصطلاح عربی معاصر جرثومه تعبیر می گردد .
یک نکته جالب این است که در متون اسلامی دقیقاً از میکرب سخن به میان آمده است .
در اسلام شیطان مظهر و سمبل هر نوع شر و بدی و انحراف و فساد است و بدین سان از میکرب نیز به شیطان یاد شده است.
از امام ابی جعفر محمد باقر ( ع ) نقل شد که فرمود : قصوا الاظفار لانها مقیل الشیطان ( ۶۱ ) ـ ناخنهای خود را کوتاه کنید چون خوابگاه شیطان خواهد شد .
۲۱ ـ آب ، عامل انتقال بیماری وباء :
میکرب ممکن است از راه تنفس یا تغذیه یا خراش یا آمیزش یا تزریق واکسن یا از راه تماس با حیوانات یا افراد بیمار یا هرچیز دیگر به انسان سرایت کند و او را بیمار سازد .
یکی از راههای انتقال بیماری به انسان آب است . گاهی آب این مایه حیات انسان و همه موجودات زنده دیگر به برخی املاح معدنی خطرناک و مواد سمی یا مثلاً باکتری وباء آلوده می شود و قابل شرب بودن خود را از دست می دهد و مصرف آن احیاناً مرگ انسان را به همراه دارد .
باز در این جا یک نکته جالب این است که در متون اسلامی به آن اشاره گردیده است .
در نهج البلاغه است که حضرت علی ( ع ) در زمینه اختلاف و درگیری معاویه و اتباعش با او می فرماید …
حاول القوم اطفاء نورالله من مصباحه و سد فواره من ینبوعه وجد حوا بینی و بینهم شرباً وبیئاً . . . (۶۲) آنان در صدر برآمدند تا نور خدا را در چراغش خاموش کنند و جوشش و فوران زلال هدایت را از سرچشمه اش ببندند و آب جاری زندگی بین ما و خودشان را وبا آلود نمایند .
توجه بفرمائید حضرت علی ( ع ) ماجراجوئی معاویه و ایجاد اختلاف و درگیری با خود را تشبیه می کند به آلوده کردن آب شرب به میکرب وبا که باعث تلف شدن نفوس کثیری از مسلمین شده است .
چگونگی تغذیه و آثار آن :
۲۲ ـ اثر داروئی و درمانی غذا :
تغذیه از ویژگی های هر موجود زنده است . انسان همانند سایر موجودات زنده احتیاج به غذا دارد ، اگر غذا به او برسد می ماند و رشد می کند و اگر نرسد می میرد .
این تنها اثر غذا در انسان نیست . هر غذا اثر دارویی و درمانی نیز دارد . در متون اسلامی زیاد به این نکته بر می خوریم .
در این رابطه به عنوان نمونه به احادیث زیر توجه بفرمائید :
از سخنان امام علی ( ع ) است که فرمودند :
اکل السفرجله قوه القلب الضعیف (۶۳) ـ خوردن به ، سبب تقویت قلب ضعیف و کم کار است
اذا ضعف المسلم فلیأکل اللحم و اللبن فان الله جعل القوه فیهما ( ۶۴ ) ـ وقتی به مسلمان ضعف و ناتوانی دست می دهد ، گوشت و شیر بخورد ، چرا که خداوند قوه و نیروی بدن را در آنها قرار داد .
ما تأکل الحامل من شئ و لایتداوی به افضل من الرطب (۶۵) ـ زن باردار هیچ غذایی نمی خورد و هیچ داروئی مصرف نمی کند که برای او بهتر و نافع تر از رطب باشد .
الفُجُل اصله یقطع البلغم و یهضم الطعام و ورقه یحدر البول (۶۶) ـ خوردن ترب (و تربچه ) بلغم را برطرف می کند و غذا را هضم می کند و برگش ادرار آور است .
اکل التفاح نضوح المعده ( ۶۷ ) ـ خوردن سیب باعث تنقیه و تصفیه معده می شود .
و از امام صادق نقل شد که فرمود : لو یعلم الناس ما فی التفاح ماداووا مرضاهم الا به (۶۸) اگر مردم بدانند چه آثار و فوائدی در سیب هست درمان و مداوا نمی کنند بیماران خود را مگر به سیب .
و از علی ( ع ) نقل شد که فرمود « نعم الادام الخل یکسر المرار و یحیی القلب ( ۶۹ ) سرکه بهترین خورشت است و مصرف آن کیست و صفرا و چربی زائد اطراف کبد را می شکند و از بین می برد .
و از امام صادق ( ع ) نقل شد که فرمود « نعم الطعام الارز و انا لنذخره لمرضانا (۷۰) برنج بهترین غذا است و ما آن را برای بیماران خود ذخیره می کنیم.
یکی از غذاهایی که علاوه بر ارزش غذائی بالا اثر دارویی و درمانی بسیار بالایی نیز دارد و در متون اسلامی زیاد روی آن تأکید شده عسل است .
در قرآن مجید و در روایات منقوله از معصومین ( ع ) از عسل به عنوان نوشیدنی شفابخش یاد شده و به آن سفارش گردیده است .
قرآن می فرماید : و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتاً و من الشجر و مما یعرشون ثم کلی من کل الثمرات فاسلکی سبل ربک ذللاً یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للناس ان فی ذالک لایه لقوم یتفکرون (۷۱) پروردگار تو به زنبور عسل وحی ( الهام غریزی ) فرستاد که از کوهها و درختها و داربستهائی که افراد می سازند خانه هائی برگزین ، سپس از تمام میوه ها و از همه قسمتهای آن بخور و از راههایی که پروردگارت برای تو وضع کرده به راحتی برو و از درون شکم آنها نوشیدنی رنگارنگ خارج می شود که در آن شفاء مردم است و همانا در آن نشانه روشنی است برای آنهائی که اهل فکر و اندیشه اند .
و از امام صادق ( ع ) نقل شد که فرمود « ما استشفی الناس بمثل العسل»( ۷۲ ) در چیزهای که مردم از آن شفا می گیرند هیچ چیزی مثل عسل نیست.
و در روایت است که از قتاده ، یک تن از صحابه رسول خدا (ص) نقل شد : « ان رجلاً جاء الی النبی (ص) فقال ان اخی یشتکی بطنه فقال اسقه العسل فذهب ثم رجع فقال قدسقیته فما نفع فقال اذهب واسقه عسلا فقد صدق الله و کذب بطن اخیک فسقاه فشفاه تعالی فبرء فکانه انشط من عقال»(۷۳) ـ مردی به نزد رسول خدا ( ص ) آمد و عرض کرد ، برادرم شکم درد دارد و از آن به سختی می نالد ، فرمود : عسل به او بده بنوشد ، مرد رفت و پس از مدتی برگشت و عرض کرد : عسل به او دادیم ولی تأثیر نکرد و خوب نشد . فرمود باز هم به او عسل بده بنوشد ، خدا دروغ نگفته ولی شکم برادر تو جواب درست نداد ، برو باز هم به او عسل بده بنوشد و آن مرد چنین کرد و خداوند او را شفا داد ، گویا از یک بند رها شد .
۲۳ ـ اثر غذاها در پیشگیری از بیماریها :
یکی دیگر از آثار مهم غذاها پیشگیری از بیماریهاست .
در متون اسلامی بر این نکته نیز اشاره شده است .
به عنوان نمونه : عن العبد الصالح ( ع ) قال علیک باللفت فکله یعنی الشلجم انه لیس من احد الا وله عرق من الجذام و اللفت یذیبه ( ۷۴) ـ از سخنان عبد صالح امام موسی کاظم (ع) است که فرمود : تو را به خوردن لفت ، یعنی شلغم توصیه می کنم . زیرا در هر کس رگه و ریشه ای از بیماری جذام ( خوره ) وجود دارد ، خوردن شلغم آنرا ذوب می کند و از بین می برد.
۲۴ ـ آثار غذا در حالات و صفات نفسانی انسان :
غذاها ـ همانطور که اشاره کردیم ـ هم نقش غذائی دارد و هم نقش داروئی و درمانی و هم نقش پیشگیری از بیماری ها
علاوه بر اینها غذاها آثار گوناگون دیگری نیز در انسان دارد .
به طور کلی انسان در چگونگی حالات جسمانی و روحی و عقلانی و عاطفی و اخلاقی تا حدود بسیار زیادی تحت تأثیر نوع غذاهایی است که مصرف می کند .
بعضی از غذاها است که باعث زیبایی اندام و چهره می شود . بعضی دیگر نتیجه عکس دارد . یک نوع غذا سبب کوتاهی قامت می گردد و نوع دیگر قامت بلند ایجاد می کند . بعضی از غذاها عمر طولانی به انسان می بخشد . بعضی از غذاها استعداد و نبوغ فکری ایجاد می کند . بعضی از غذاها اثرش این است که اگر پدر و مادر قبل از انعقاد نطفه از آن استفاده نمایند یا مادر در ایام حاملگی و شیر دادن به کودک از آن بخورد ، فرزند آنها سالم و عاقل و زیبا بار می آید . ولی بعضی دیگر نتیجه عکس به بار می آورند . بعضی از غذاها هست که موجب ترس و ضعف اراده می شود و غذاهای دیگر باعث شجاعت و رقت قلب افراد می گردد . بعضی از غذاها انسان را نوع دوست و مهربان بار می آورد و بعضی هم قساوت و خشونت در اشخاص ایجاد می کند .
در آئین اسلام این مسئله مورد توجه قرار گرفته و در اینجا از میان ده ها حدیث در این خصوص به ذکر چند حدیث به عنوان نمونه اشاره می نماییم .
در حدیث است : ان رسول الله ( ص ) قال لزبیر کل السفرجل فانه فیه ثلاث خصال یجم الفواد و یسخی البخیل و یشجع الجبان ( ۷۵ ) ـ رسول خدا (ص) به زبیر فرمود ، بِه بخور که در آن سه خصلت ( یعنی سه خاصیت ) است ، به دل آرامش می دهد و آنرا از گرایش به هوی و هوس حفظ می کند و انسان بخیل را سخاوتمند می کند و شخص ترسو را شجاع و نترس می نماید .
و در روایت از امام صادق ( ع ) نقل شد : شکی نبی من الانبیاء الی الله عزوجل الغم فامره عزوجل یأکل العنب ( ۷۶ ) ـ یکی از پیامبران شکوه کرد که خدایا خیلی غمگین هستم . به او امر کرد برای رفع آن انگور بخورد .
و نیز در روایت از امام صادق ( ع ) است : شکی رجل الی النبی (ص) قساوه القلب فقال له علیک بالعدس فانه یرق القلب و یسرع الدمعه (۷۷) ـ مردی به پیامبر عرض کرد یا رسول الله مردی سنگ دل هستم ، گریه نمی کنم و اشک نمی ریزم ( چکار کنم ) حضرت توصیه کرد ، عدس بخورد و فرمود : عدس رقت قلب می آورد و باعث ریزش اشک می شود .
از سخنان حضرت علی ( ع ) است که فرمود : کلوا الدباء فانه یزید فی العقل ( ۷۸ ) ـ کدو بخورید که باعث زیادت و تقویت قوای عقلانی انسان می شود .
و از امام رضا ( ع ) نقل شد که فرمود : اطعمو احبا لکم اللبان فان یکن فی بطنها غلام خرج ذکی القلب عالماً شجاعاً و ان یکن جاریه حسن خلقها و خلقتها ( ۷۹ ) ـ زنان باردارتان را شیر زیاد بخورانید چه اگر فرزندی که در رحم دارند پسر باشد ، پاکیزه دل و عالم و شجاع بار می آید و اگر دختر باشد خوش اخلاق و خوش اندام خواهد بود .
و نیز در یک حدیث آمده : عن محمد بن مسلم قال : نظر ابوعبدالله (ع) الی غلام جمیل و قال ینبغی ان یکون ابو هذا الغلام اکل السفرجل (۸۰) ـ محمد بن مسلم گفت : امام ابوعبدالله صادق ( ع ) پسرک زیبایی را دید و فرمود باید قبول کرد که پدر این پسر پیش از آمیزش با مادر این پسرک بِه خورده بود .
۲۵ ـ آب و نقش آن
آب به مانند غذا از نیازهای اصلی انسان و هر موجود زنده دیگر است و علاوه بر نقش حیاتی ، نقش مهم و اساسی در پاکیزگی و درمانی نیز دارد .
آب مبدأ حیات است : « من الماء کل شئ حی » (۸۱ )
آب مزه زندگی دارد : سئل رجل ابا عبدالله ( ع ) عن طعم الماء فقال : سل تفقهاً و لاتسأل تعنتاً ، طعم الماء طعم الحیاه (۸۲) مردی از امام ابوعبدالله الصادق (ع) از مزه آب پرسید ، حضرت در پاسخ فرمود : از چیزی برای فهمیدن بپرس نه برای تعنت و به ناتوانی کشاندن . بعد فرمود : مزه آب همان مزه زندگی است .
آب بهترین نوشیدنی است که خداوند آفرید : قال امیرالمؤمنین ( ع ) الماء سید الشراب فی الدنیا و الاخره (۸۳ )
آب مایه حیات است و مانند هرچیز دیگر باید به اندازه نیاز مصرف شود نه بیشتر . عن ابی عبدالله الصادق (ع) و هو یوصی رجلا فقال له اقل شرب الماء فانه یمد کل داء (۸۴ ) ـ آب را کم و به اندازه لازم مصرف کن ، چرا که مصرف بیش از حد آن ، خود بیماری آور است .
آب عامل نظافت و پاکیزگی است : و انزلنا من السماء ماءً طهورا (۸۵ ) و فرو فرستادیم از آسمان آب پاک کننده را .
آب چه به صورت مصرف کردن و چه به صورت استعمال خارجی نقش مهمی در بهداشت و درمان دارد در سلامت و فعالیت کلیه ، در جلوگیری از اسهال ، در پائین آوردن فشار خون و تب شدید و گرما و آفتاب زدگی دارای نقش بالا و اساسی است .
از سخنان امام علی است که فرمودند: اکسروا حر الحمی بالبنفسج و الماء البارد (۸۶ ) گرمای تب را با نوشیدن جوشانده گل بنفشه و آب سرد بشکنید .
و فرمودند صبوا علی المحموم الماء البارد فی الصیف فانه یکسرحرها (۸۷ ) در تابستان روی بدن کسی که تب دارد آب بپاشید زیرا حرارت آنرا می شکند و بر طرف می سازد .
و فرمودند اشربوا الماء السماء فانه یطهر البدن و یدفع الاسقام (۸۸ ) ـ از آب باران که خالص ترین و سالمترین آب است بنوشید چون بدن را پاکیزه و بیماریها را برطرف می کند .
۲۶ ـ خوراکی ها و نوشیدنی های ناپاک و حرام :
بعضی از غذاها است که برای انسان بسیار مفید است و کمبود آن باعث اختلال جسمانی و نفسانی در انسان می شود و بعضی از غذاها برعکس هیچ فائده ای ندارد بلکه برای انسان کلا مضر هم خواهد بود .
در آئین اسلام برخی از این خوراکیها نجس شمرده شده و از استفاده و مصرف آن نهی گردیده است و برخی نیز گرچه نجس تلقی نشده اما حرام خوانده شده و از خوردن آن نهی گردیده است.
این حکم عیناً درباره نوشیدنیها نیز جاری است .
از آیات قرآن مجید است که می فرماید « یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث » ( ۸۹ ) ـ در این آیه شریفه کلیه خوردنیها و آشامیدنیها به دو دسته پاک و ناپاک تقسیم گردیده و مصرف دسته ناپاک یا به تعبیر آیه خباثت ، تحریم و شدیداً از آن نهی شده است .
تمام اینها به دلیل ضررها و آسیبهای جسمانی یا ضررها و آسیبهای روانی و عقلانی و اخلاقی و عاطفی است که انسان بر اثر مصرف و استفاده از آنها متحمل می شود .
خوک نجس است و خوردن گوشت آن حرام می باشد. در قرآن است که می فرماید : حرمت علیکم المیته و الدم و لحم الخنزیر ( ۹۰ ) ـ حرام شد بر شما خوردن مردار و خون و گوشت خوک و این به این دلیل است که مصرف آن علاوه بر آسیبهای جسمی نظیر بیماری های قارچی ، انگلی ، ویروسی و… آسیبهای غیرجسمانی را نیز موجب می گردد .
اگر علت و فلسفه نجاست و حرمت گوشت خوک مثلاً تنها داشتن به اصطلاح تینا سلیوم « کرم کدوی غلافدار » بود می شد به عواملی آنرا از بین برد و با خیال راحت آن را مصرف نمود ولی مسئله این است که گوشت خوک هورمون خاصی در خون ایجاد می کند که روی نسوج و بافتهای بدنی اثر می گذارد علاوه بر این روی شخصیت و حیات معنوی انسان نیز اثر می گذارد و او را فردی بی اعتنا به مبانی اخلاقی و مسائل خانوادگی و عفت جنسی بار می آورد.
مثال دیگر ، مشروبات الکلی نجس و نوشیدن آن حرام است . در قرآن است که می فرماید : یا ایها الذین امنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون . انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه و البغضاء فی الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکرالله و عن الصلوه فهل انتم منتهون . ( ۹۱) در این آیات به حرمت مصرف مشروبات الکل و گوشه ای از مفاسد و مضرات آن اشاره شده و بر اجتناب از آن تأکید گردیده است ، می فرماید :
ای مومنین به تحقیق که شراب و قمار و انصاب و ازلام ، پلید و از عمل شیطان است . پس از آنها اجتناب کنید تا شاید رستگار شوید و همانا که شیطان اراده می کند تا بین شما از راه شراب و قمار دشمنی ایجاد کند و شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد آیا از آنها دست بر می دارید . ( یا اینکه باز هم به این کارهای پلید و شیطانی ادامه می دهید . )
۲۷ ـ تنوع غذائی و کم خوری :
از زمانهای پیشین این نکته برای اطباء روشن شده بود که اگر غذای انسان محدود به چند نوع خاص باشد ناهنجاریها و بیماریهایی را موجب می شود و به تجربه دریافته بودند چنانچه در این قبیل موارد از انواع گوناگون غذا و به خصوص انواع تازه آن استفاده شود به تدریج همه این ناهنجاریها و بیماریها مرتفع می شود.
نکته دیگری که پزشکان همواره بر آن توصیه دارند خودداری از اسراف و پرخوری است .
در متون اسلامی همواره بر این دو نکته نیز توصیه و تأکید شده است .
از آیات کریمه قرآنی است در این زمینه که می فرماید : و کلوا و اشربوا ولاتسرفوا ، ان الله لایحب المسرفین (۹۲)
در این فراز کوتاه از آیه به این دو نکته مهم طبی یعنی تنوع غذایی و خودداری از پرخوری اشاره و بر آن تأکید شده است. می فرماید از همه غذاها و نوشیدنی ها پاک و پاکیزه بخورید و بیاشامید و در خوردن اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد .
و قال علی ( ع ) امقت العباد الی الله سبحانه من کان همته بطنه و فرجه.(۹۳) مبغوض ترین بندگان در نزد خدا کسی است که هم و غم او شکمش و شهوتش باشد .
۲۸ ـ صبحانه و شام :
ما معمولاً در شبانه روز سه وعده غذا می خوریم ، صبحانه ، ناهار ، شام ولی در متون اسلامی بیشتر روی دو وعده غذا یعنی صبحانه و شام توصیه شده است .
از سخنان علی ( ع ) است که فرمود : من اراد البقاء ولابقاء فلیباکر الغداء(۹۴) ـ کسی که می خواهد باقی بماند و اگرچه باقی ماندن معنی ندارد باید صبح خود را با صبحانه آغاز کند .
و فرمود : لا تدعوا العشاء فان ترک العشاء خراب البدن ( ۹۵ ) ـ خوردن شام را ترک نکنید زیرا نخوردن شام باعث خراب و فاسد شدن بدن است .
۲۹ ـ جمع یا تفریق بین غذاها :
بعضی از غذاها است که جمع بین آنها باعث ناراحتیها و مشکلاتی می شود. برعکس بعضی غذاها است که بهتر است و احیاناً شاید لازم است که با هم و یکجا مصرف شود .
از امام ابوعبدالله جعفرالصادق ( ع ) نقل شد که فرمود : الجبن و الجوز اذا اجتمعا فی کل و احد منها شفاء و ان افترقا کان فی کل واحد منها داء(۹۶) ـ پنیر و گردو اگر باهم مصرف شوند در هر دو شفا است و اگر جدا جدا مصرف شوند در هر دو بیماری خواهد بود .
۳ ـ پرهیز :
بدن انسان به ترکیبات گوناگونی از مواد و عناصر غذائی ، املاح معدنی و عناصر آلی ، آهن ، فسفر ، پتاسیم ، کلسیم ، منیزیم ، انواع اسیدها ، ویتامینها ، پروتئین ها و . . . نیاز دارد و تمام اینها از طریق غذاهائی که مصرف می کنیم تأمین می شود و توصیه قرآن به استفاده از انواع غذاها یک دلیلش همین امر است.
از جمله مواد غذایی که برای بدن انسان ضروری است نمک و مواد قندی و چربی است و در روایات ما نیز بر آن تأکید شده است .
در یک روایت است که امام ابوجعفر محمدباقر (ع) فرمودند : ان فی الملح شفاء من سبعین داء (۹۷) ـ همانا در نمک شفاء هفتاد بیماری نهفته است .
و در روایت دیگر آمده : هارون بن موفق مدینی از امام ( ع ) نقل می کند که فرمود : انا و شیعتنا خلقنا من الحلاوه فنحن نحب الحلوا ( ۹۸ ) ما و شیعیان ما از شیرینی آفریده شدیم و شیرینی را دوست داریم .
اما این نکته نیز روشن است که همه افراد همه وقت از همه غذاها نمی توانند استفاده کنند ، بعضی با توجه به وضع مزاجی خاص و شرایط سنی خاصی که دارند باید از برخی غذاها که با آنها سازگاری ندارد و سلامتی آنها را به مخاطره می اندازد اجتناب کنند و از مصرف آنها خودداری ورزند. مثلاً کسی که دیابت دارد ، یا در معرض مبتلا شدن به آن است باید از مصرف مواد قندی خودداری نماید یا مثلا دارای فشار خون بالا است ، باید در مصرف نمک احتیاط کند . یا مثلاً کسی که پیر است یا چربی بالا دارد ، باید از خوردن مواد چربی خودداری نماید . این یک دستور پزشکی است و در متون اسلامی نیز به آن تأکید شده است .
حدیث از پیامبر است که فرمود المعده بیت کل داء و الحمیه رأس کل دواء واعط کل بدن ما عودته( ۹۹ ) معده خانه همه بیماریهاست و پرهیز سرآمد همه داروهاست و استفاده کن از آنچه که بدنت با آن سازگار است .
و در روایت دیگر آمده « لا تأکل ما عرفت مضرته و لا تؤثر هواک علی راحه بدنک (۱۰۰) » ـ چیزی را که میدانی برای تو ضرر دارد نخور و میل و هوس خود را به راحتی و سلامت بدن خود انتخاب مکن .
و نیز در روایت است که امام ابوعبدالله جعفرصادق ( ع ) فرمود : السمن ما ادخل جوفا مثله و انی لاکره للشیخ ( ۱۰۱ ) ـ در میان مواد غذایی که داخل شکم انسان می شود ، هیچ چیز بهتر از مواد چربی دار نیست ولی دوست ندارم اشخاص پیر از آن مصرف نمایند .
و در روایت دیگر، آن حضرت مخصوصاً تأکید کرده است که شب از مصرف آن اجتناب ورزند : قال : اذا بلغ الرجل خمسین ( اربعین ) سنه فلا یبیتن و فی جوفه شیی من السمن (۱۰۲) وقتی انسان به سن پنجاه ( و به روایتی چهل سال ) رسید نخوابد در حالی که در شکمش چیزی از مواد روغنی و چربی باشد ( و این به دلیل است که چون در شب تحرک و فعالیت انسان کم است خطرناک خواهد بود. )
۳۱ ـ گوشت خواری :
تا آنجا که تاریخ نشان می دهد بشر موجود گوشتخوار بوده است و امروزه نیز بخش اعظم مواد غذایی بشر را گوشت تشکیل می دهد و آنطور که بسیاری از پزشکان می گویند مصرف گوشت در حال عادی هیچ منع پزشکی ندارد بلکه برعکس نخوردن گوشت انسان را دچار مشکلات خاصی می کند که اصطلاحاً از آن به سوء تغذیه تعبیر می شود .
در آئین اسلام همانند آئین های دیگر از خوردن گوشت منع نشده بلکه در مواردی به آن توصیه شده است و در بحث های گذشته به تناسب به آن اشاره گردید.
در سیره نبوی آمده است که نبی اکرم اسلام ( ص ) شکار نمی کرد ولی از گوشت شکار می خورد و از هیچ یک از ائمه معصومین ما نیز نقل نشده که از خوردن گوشت اجتناب نموده یا دیگران را از خوردن آن منع کرده باشند ولی نقل شده که از مداومت گوشت خواری زیاد نهی می نمودند.
در یک روایت آمده است کان علی (ع) یکره ادمان اللحم ( ۱۰۳) ـ علی (ع) خوردن گوشت را به صورت مداوم و برنامه همیشگی ناپسند و مکروه می شمرد .
۳۲ ـ مصرف نان سبوس دار :
پزشکان همواره در این مورد تأکید دارند که نان خواه نان گندم یا جو باید از آرد سبوس دار و الک نکرده باشد و اظهار می دارند که سبوس غلات سرشار از ویتامینها و سایر مواد غذایی مفید و لازم بدن است .
اولیاء اسلام این موضوع را همواره توصیه می کردند و خود عملاً از آن پیروی می نمودند .
سوید بن غفله می گوید یک روز بعد از ظهر حضور علی بن ابیطالب (ع) رسیدم ، دیدم غذا می خورد و فی یده رغیف اری قشار الشعیر فی وجهه : قطعه نان جو بیاتی در دست او بود که سبوسهای آن دیده می شد . به فضه گفتم ـ یا فضه الا تتقین فی الله فی هذا الشیخ الا تنخلون له طعاماً مما اری ما فیه من النخاله. نانش آنقدر سبوس دارد که حتی از رویش دیده می شود ، چرا آرد را الک نمی کنید .
فقالت انه امرنا الا ننخل ـ فضه گفت : خودش دستور داد که آرد را الک نکنیم .
سوید گفت : به حضرت گفتم و علت را پرسیدم . فرمود : این روش را از پیامبر (ص) یاد گرفتم . فرمود : پدر و مادرم فدای رهبر بزرگ اسلام (پیامبر) باد که نانش از آرد الک نکرده بود . « بابی و امی من لم ینخل له طعام » (۱۰۴)
۳۳ ـ سبزی خوردن همراه غذا :
یکی از چیزهایی که پزشکان زیاد روی آن سفارش می کنند استفاده از سبزی های خوردنی علی الخصوص سبزی تازه است این مسئله با کشفیات نسبتاً جدید ویتامین ها بیشتر مورد توجه قرار گرفته است .
در برنامه غذایی پیشوایان اسلامی این نکته مکرر نقل شده است .
احمد بن هارون می گوید : دخلت علی الرضا ( ع ) فدعا بالمائده فلم یکن علیها بقل فامسک یده ثم قال یا غلام اما عملت انی لا اکل علی مائده لیس لها خضراء . فأت بها فذهب واتی بالبقل و مدیده فاکل واکلت معه (۱۰۵) ـ خدمت امام علی بن موسی الرضا ( ع ) رسیدم ، موقع صرف غذا شد دستور داد سفره گسترانیده ، غذا بیاورند . وقتی غذا آماده شد حضرت دید روی سفره سبزی خوردن نیست . روی به خادم کرد و فرمود : مگر نمی دانی من از سفره ای که سبزی در آن نباشد ، غذا نمی خورم . برو سبزی بیاور . خادم رفت و سبزی آورد، آنگاه با هم غذا خوردیم .
روایت دیگر از حنان است که گفت : کنت مع ابی عبدالله ( ع ) علی المائده فمال علی البقل وامتنعت انا لعله کانت بی فالتفت الی فقال یا حنان اما علمت ان امیرالمؤمنین لم یوت بطبق الا و علیه بقل قلت و لم ، قال قلوب المؤمنین خضره فهی تحن الی شکلها ( ۱۰۶) . با امام ابوعبدالله الصادق (ع) روی سفره نشسته بودیم ، سبزی خوردن خواست ، آوردند و روی سفره گذاشتند ولی من چون مشکل خاصی داشتم از خوردن امتناع کردم ، روی به من کرد و فرمود : ای حنان این را می دانی که امیرالمومنین علی (ع) روی سفره غذایی که سبزی در آن نبود ، نمی نشست ؟! عرض کردم ، چرا؟! فرمود : چون دل های مؤمنین سبز است و گرایش به شکل خود دارد .
۳۴ ـ استفاده از انواع میوه جات :
یکی از انواع غذاهای خوب که در اسلام زیاد به آن سفارش و توصیه شده است ، انواع میوه جات است .
در اینجا به بعضی از روایاتی که حاوی نکات جالبی در این رابطه یعنی استفاده از میوه جات و خوردن آنها است اشاره می نماییم .
در روایات ما توصیه شده :
میوه ها را اگرچه سمپاشی نکرده باشند ، باید شست و بعد آنها را مصرف کرد . از ابوعبدالله امام جعفر صادق ( ع ) روایت شد که فرمود : ان لکل ثمره سما فاذا اتیتم بها فامسوها الماء و اغمسوها فی الماء یعنی اغسلوها ( ۱۰۷) ـ هر میوه ای دارای سم است وقتی آنرا برای شما آوردند و می خواهید بخورید ، روی آن آب بریزید تا تمام آنرا فرا گیرد ، یعنی کامل آنها را بشویید.
میوه را پیش از خوردن قدری نگاه کنید تا چشم هم از حظ آن بهره مند شود .
عن ابی الحسن الرضا ( ع ) ان رسول الله ( ص ) کان یعجبه النظر الی الا ترج الاخضر و التفاح الاحمر ( ۱۰۸) امام ابوالحسن علی بن موسی الرضا (ع ) می فرمود : رسول خدا ( ص ) از نگاه کردن به ترنج سبز و سیب سرخ لذت می برد و زیاد به آنها نگاه می نمود .
میوه ها را بو کنید و شامه را به آن نوازش دهید و بعد میل کنید .
عن ابی بصیر قال سمعت الباقر ( ع ) یقول : اذا اردت التفاح فشمه ثم کله (۱۰۹) ابو بصیر می گوید : از امام محمد باقر شنیدم که می فرمود وقتی می خواهید سیب بخورید آنرا بو کنید و بعد بخورید .
میوه هایی را که پوست نازک اند مثل سیب و گلابی با پوست ، و مرکبات را با سفیده بین پوست و گوشت آن و انجیر را با دم آن و انار را با پیه آن مصرف نمائید .
عن ابی عبدالله ( ع ) انه یکره تقشیر الثمره (۱۱۰) از امام ابوعبدالله صادق (ع) نقل شد که پوست کردن میوه ها مکروه و ناروا می دانست .
و فی حدیث آخر عنه ( ع ) قال کلوا الرمان بشحمه فانه یدبغ المعده و یزید فی الذهن (۱۱۱) . انار را با پیه اش بخورید چون معده را دباغی و تصفیه می کند و باعث قوت ذهن و حافظه می شود .