یادآوری : مقاله زیر در روزنامه مأوی ارگان رسمی قوه قضائیه به شماره ۲۰۳ مورخه ۱۸ مرداد ۱۳۸۲ برابر با ۱۰ جمادی الثانی ۱۴۲۴ چاپ شده است و قبلاً نیز در روزنامه رسالت به چاپ رسیده بود .
تنبیه آری یا نه ؟!
اشاره به بحث مقاله :
آیا بهتر است در بخش آموزش وپرورش ،در خانه یا مدرسه از تنبیه استفاده کرد یا خیر؟
این یکی از بحثهای مهم واسا سی در مدیریت اجتماعی است که در این مقاله مورد بحث وبرسی قرار می گیرد.
بحث را با طرح وبرسی چند نکته پی می گیریم .
ضرورت و فلسفه تنبیه :
انسان طبعاً طوری آفریده شده که می خواهد آزاد با شد وهیچ مانعی جلوی راه او نبا شد . دوست دارد آزاد باشد وهر راهی که می خواهد برود و هر کاری که می خواهد انجام دهد و بدیهی است که این امر از طرفی منافی با شخصیت معنوی وروانی انسان واز طرف دیگر مباین با آزادی وآسایش دیگران وآرامش زندگی اجتماعی انسان است .بنابراین باید چاره ای اندیشید و با ترتیبات و تمهیداتی از انحطاط وسقوط معنوی و فروپاشی و گسیختگی حیات فردی واجتماعی آنان جلو گیری نمود ، در این راستا تشویق وتنبیه می تواند نقش سازنده ای را داشته باشد .
انسان طبعاً از تشویق و پاداش لذت می برد واز تنبیه و مجازات هراسان وگریزان است وبه این به اندیشه که مورد تشویق قرار بگیرد و به پاداش نائل شود و از تنبیه ومجازات در امان با شد در جهت مقررات فردی واجتماعی گام بر میدارد . بشر در طول تاریخ در راستای اجرای اصول وانضباط های اخلاقی و قانونی همواره از این دو اهرم یعنی تشویق و تنبیه استفاده نموده و می نماید و به جرأت میتوان گفت که هیچ مقرراتی اعم از فردی واجتماعی ، در هیچ موردی بدون تکیه بر اصل تشویق وتنبیه و به عبارت دیگر پاداش و کیفر عملی و پیاده نشده و نخواهد شد. کلاً تنبیه ومجازات در مدیریتهای اجتماعی بعنوان یک ضرورت مطرح است واز این جهت فرقی بین یک جامعه بزرگ و باز همچون یک کشور وبین یک جامعه بسته و محدود مثل خانه و مدرسه نیست.
مراحل تنبیه و چگو نگی آن :
تنبیه به مفهوم مدرسه ای وتربیتی آن سه مرحله دارد :
الف ـ مرحله موعظه و ارشاد : اساساً تنبیه هما نطور که خود کلمه گویاست در اصل به همین معنا است . تنبیه یعنی تنبه وآگاهی دادن .
ب ـ مرحله قهر : وقتی تنبیه وآگاه کردن وهدایت ومؤعظه وامر به معروف ونهی از منکر سودی نکرد مرحله قهر وبی اعتنائی ودوری کردن آغاز میشود .
ج ـ مرحله تنبیه بدنی وزدن که مرحله نهایی وآخرین است واین در جایی است که دو مرحله مؤعظه وقهر یا کلا هر گونه راه حلها ی دیگر تجر به شده واثر نکرده باشد.
البته موارد خاص واستثنائی نیز است مثلا مورد به گونه ای است که در همان مرحله نخست می باید دست به تنبیه بدنی شخص خطا کار زد .
یک نکته مهم در زمینه تنبیه بدنی این است که باید مو قعیت خاصی را که با آن روبرو هستیم بشناسیم وبا توجه وآشنائی به موقعیت مورد و با عنایت وآگاهی نسبت به چگو نگی تنبیه به آن مبادرت نماییم.
دانشمند بزرگ ما ابوعلی سینا در بحث عادت و پرورش آن در انسان چنین می گوید : برای نائل شدن به این مقصود مربی باید گاهی تهدید وگاهی ترغیب وگاهی به ستودن زمانی به خدمت وقتی به اقبال و موقعی به اعراض ویک بار به متوحش نمودن از کار زشت و بار دیگر مأنوس نمودن به کردار نیکو او را از بدی ها گریزان وبه کارهای نیکو مایل و عامل نماید و هر یک از این وسایل را در جای خود بکار برد واگر تنها این وسایل کافی نباشد و نیاز به دست هم پیداکند . در این صورت نباید از زدن خودداری کرد . (۱)
اضافه می کنم تنبیه احیا ناً باید در پنهانی و در مواقعی هم آشکار او در جمع انجام گیرد ولی درهرمورد و درمرحله می باید از حد اعتدال خارج نشود و به صورت افراط یا تفریط در نیاید .
تنبیه کننده و تنبیه شونده :
در مورد تنبیه شونده مطلب باید بدینگونه تعریف و پذیرفته شودکه خطا کار برخلاف شرع و قانون جامعه رفتار کرده و تنبیه حکم شرع و قانون جامعه علیه او واراده وخواست همه مردم جا معه است و هرگزجنبه خصوصی واعمال غرض وانتقام جویی وکینه توزی نداشته وندارد و براساس این تفکر هم عملی وپیاده گردد .
اگربتوانیم این فلسفه واین فرهنگ را در رابطه با تنبیه بپذیریم و بتوانیم آن را به افراد وآحاد جامعه بقبولانیم . قهراً هیچگونه مشکل با اعتراضی نسبت به آن واجرای آن نخواهیم داشت .
واما در مورد تنبیه کننده ، بایدگفت : تنبیه کننده درحقیقت نماینده جامعه است واساساً از یک قداست و برتری خاصی برخورداراست یعنی مثلاً از نظر سن، علم ، عمل ، احترام ومقام اجتماعی بالاتراز تنبیه شونده می باشد.
وقتی تنبیه کننده دارای این موقعیت باشد قهراً کمتر مشکلی نسبت به تنبیه واجرای آن بوجود خواهد آمد ونه تنها اثر منفی ندارد بلکه اثر مثبت وتعیین کننده هم خواهد داشت.
شاعری به نام شوقی ، مرتکب عمل نامشروعی می شود ، به حکم مرحوم آیت الله آقاسید اسماعیل بهبها نی چوب مفصلی به او می زنند . گروهی او را بر این کار که کرد و باعث شد مورد تعزیر و شلاق واقع شود سرزنش کردند و گروهی نیز تلویحاَ یا به صراحت لب به اعتراض گشوده و حرفهائی زدند تا روح بدبینی و کینه در دل شوقی و دیگران نسبت به آقا سید ایجاد کنند ولی شوقی بالبداهه این رباعی را می سراید و می خواند و جواب آنها را می دهد .
با مجتهد شـرع کـسی جنــگ ندارد چوبی که به شوقی بزند ننگ ندارد
آقا چو سهیل یمنی شوقی چون سیب سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد (۲ )
واقعیت این است که اگر تنبیه کننده در هر حال از یک برتری نسبی برخوردار باشد تنبیه دارای تأثیر بیشتری خواهد بود اما اگر هیچ گونه برتری نسبت به تنبیه شونده نداشته باشد نه تنها مؤثر نخواهد افتاد بلکه بر عکس موجب کوبیده شدن شخصیت و ایجاد عقده حقارت و کمپلکس روانی در شخص تنبیه شونده می گردد و باعث ناهنجاری و ناسازگاری و جسارت و گستاخی بیشتر او و احیاناَ دیگران خواهد شد .
بر پایه همین نکته مربی و دانشمند بزرگ اسلامی قابسی ، روی این مسئله دقیقاَ تأکید می کند که در مدرسه معلم نباید تنبیه را به عهده مبصر کلاس یا فرد دیگر بگذارد ، بلکه باید خود شخصاَ به آن مبادرت نماید . (۳ )
اسلام و تنبیه :
در مباحث اجتماعی و مدیریت ها ، تشویق به عنوان یک نیروی پیش برنده و تنبیه به عنوان عاملی باز دارنده شناخته شده است . دین مبین اسلام با همین دید به تنبیه نگاه می کند و بر پایه همین دیدگاه از قصاص به عنوان عاملی بازدارنده و حافظ حیات اجتماعی انسان یاد می نماید و از آیات قرآن مجید است که می فرماید : و لکم فی القصاص حیوه یا اولی الالباب (۴ )
دین مبین اسلام بر تنبیه تأکید می کند ولی همواره آن را همراه با تشویق مطرح می کند . اسلام بر این نکته تأکید می کند که نادیده گرفتن و ترک تشویق و تنبیه در موارد لازم ، سبب بروز یک سلسله ناهنجاری ها و رفتارهای ناروا خواهد شد .
حضرت علی ( ع ) در عهد نامه معروف خود که برای والی مصر مالک اشتر نگاشته بود به او گوشزد می کند : ولا یکونن المحسن و المیسی عندک بمنزله سواء فان فی ذالک تزهیداً فی الاحسان و تدریباً لا هل الا سائه والزم کلاَ منهم ماالزم نفسه ( ۵ ) یعنی هر گز نباید نیکوکار و بدکار در نظر تو یکسان و برابر باشند این طور نباشد که نیکوکار تشویق نشود و به پاداش نائل نگردد و بدکار به تنبیه و کیفر نرسد زیرا این کار سبب بی رغبتی نیکوکاران در نیکی و نیکوکاری ، و باعث تمرین و عادت بدکاران در بدی و بدکاری خواهد شد و با هرکس همانطور که خود رفتار می کند رفتار کن .
و از سخنان آن حضرت است که فرمود : من قل ادبه کثرت مساویه ( ۶ )
آنکس که کمتر تأدیب شود بدی هایش فراوان خواهد بود . و نیز از سخنان آن حضرت است که فرمود : من کلف بالادب قلت مساویه ( ۷ ) آنکس که تأدیب شود بدیهایش اندک خواهد بود.
یکی از نکات مهمی که دین مبین اسلام در تنبیه بر آن تاکید دارد رعایت حد اعتدال و میانه روی در هر مورد و در هر مرحله آن است .
در فرهنگ و معارف اسلامی انسان ، برخلاف حیوان ، موعظه و ارشاد پذیر معرفی شده و در تنبیه و آگاهی دادن و تربیت انسان از آن به عنوان یک اصل اساسی یاد گردیده ولی از افراط در آن مؤکداَ نهی شده است .
از سخنان حضرت علی ( ع ) است که فرمود : ان العاقل یتعظ بالادب و البهایم لا یتعظ الا بالضرب ( ۸ ) انسان عاقل به ادب و پند و اندرز ، موعظه و ارشاد می شود ولی حیوانات جز با زدن و آزار بدنی راهی و هدایت نمی شوند . و نیز از سخنان آن حضرت است که می فرماید : الافراط فی الملامه یشب نیران اللجاج ( ۹ ) افراط و زیاده روی در نصیحت و سرزنش و ملامت ، بیشتر باعث لج بازی شخص می شود .
یکی از مراحل تنبیه همچنان که قبلاَ به آن اشاره شد قهر و دوری کردن است . در معارف و فرهنگ اسلامی بر آن تکیه شده ولی سفارش اکید گردیده که از طولانی شدن مدت آن اجتناب شود .
در روایات آمده : قال بعضهم شکوت الی ابی الحسن ع ابنا فقال لاتضربه و اهجره و لا تطل ( ۱۰ ) یکی از اصحاب امام ابوالحسن ع گفت : از پسرم که رفتارهای ناهنجار داشت پیش آن حضرت گله کردم و چاره جویی نمودم ، فرمود : او را نزن ، از او قهر و دوری کن ولی مدت آن را طولانی نکن .
دین مبین اسلام در امر تعلیم و تربیت نهایتاَ تنبیه بدنی را عنوان می کند . یعنی وقتی هرگونه راههای دیگر آزمایش شده و اثر نکرده باشد پیشنهاد می کند کودک را البته تا اندازه ای که دیه وارد نگردد مورد تنبیه بدنی قرار دهند .
از پیامبر اسلام نقل شد که فرمود : مروا اولادکم بالصلوه لسبع و اضربو هم علیها لعشر ( ۱۱ ) فرزندان خود را در سن هفت سالگی به خواندن نماز فرمان دهید و در سن ده سالگی برای نخواندن آن بزنید .
و در توضیح المسائل آیت الله بروجردی چنین آمده است : اگر بچه ، یکی از گناهان کبیره را انجام دهد ولی یا معلم او می تواند به قدری که ادب شود و دیه واجب نشود او را بزند . ( ۱۲ )
دین مبین اسلام بر تنبیه تأکید دارد ولی از افراط در آن نهی می کند همانطور که از افراط در نیکی و محبت نهی می نمایدعن ابی جعفر ع قال شر الآباء من دعاه البر الی افراط ( ۱۳ ) بدترین پدران آنهایی هستند که در محبت و نیکی کردن به فرزندان خود افراط می کنند و آنها را لوس و نازنازی و خودخواه و ناسازگار بار می آورند .
یکی دیگر از نکات مهم که در تعالیم اسلامی بر آن تأکید شده است این است که مربی باید با توجه و آگاهی کامل نسبت به شرایط و موقعیت و چگونگی تنبیه آنرا انجام دهد . بعضی موارد است که موقعیت ایجاب می کند که تنبیه در پنهانی صورت گیرد و بعضی موارد هم شرایط طوری است که باید تنبیه آشکارا و در جمع انجام گیرد .
در رابطه با همین نکته است که پیشوای اسلام فرمود : النصح بین الناس تقریع ( ۱۴ ) موعظه و امر به معروف و نهی از منکر در حضور جمع سبب کوبیده شدن شخصیت و عقده و کمپلکس روحی فرد می گردد و موکداَ باید از آن اجتناب کرد .
تنبیه در شعر و ادب فارسی
در فرهنگ و شعر و ادب فارسی تنبیه به عنوان عاملی در پیراستگی از رذایل اخلاقی و آراستگی به فضایل اخلاقی مطرح است و بسیار باارزش و مهم به شمار می آید. دانشمند و شاعر بزرگ اسلامی ما ، مولانا است که می فرماید :
آن ترشرویی مادر یا پدر حافظ فرزند باشد از ضرر
من عجب دارم ز جویای صفا کور مد در وقت صیقل از صفا
آن جفا با تو نباشد ای پسر لکه با وصف بدی اندر تو در
بس عداوتها که آن یاری بود بس خرابیها که معماری بود
آن یکی میزد یتیمی را به قهر قند بود آن لیک بنمودی چو زهر
دید مردی آن چنانش زار زار آمد و بگرفت او را در کنار
گفت چندان این یتیمک را زدی چون ، نترسیدی ز خشم ایزدی
گفت کی او را زدم ای جان دوست من بر آن دیوی زدم کو اندر اوست
برنمد چوبی که آنرا مرد زد بر نمد آنرا نزد بر گرد زد
در فرهنگ و ادب فارسی تنبیه نه تنها از نظر تربیت و پرورش اخلاقی بلکه از نظر تجربه آموزی و ساخته شدن و رسیدن به زندگی عالیه نیز نقش مهمی دارد .
از اشعار شیخ اجل سعدی است که می گوید :
ندانی که سعدی مراد از چه یافت نه هامون نوشت و نه دریا شکافت
به خردی بخورد از بزرگان قفا خدا دادش اندر بزرگی صفا
هر آن طفل کو جور آموزگار نبیند، جفا بیند از روزگار
پادشاهی پسر به مکتب داد لوح سیمینش در کنار نهاد
بر سر لوح او نوشت به زر جور استاد به ز مهر پدر ( ۱۶ )
آزادی اراده و تنبیه :
از جمله مسایلی که همواره فکر بشر را بخود مشغول داشته است این است که آیا انسان از نظر اراده و عمل آزاد و مختار و مسلط بر اراده و مقدرات خود می باشد یا برعکس از نظر اراده و عمل مجبور و بلا اختیار است .
گروهی از فلاسفه و دانشمندان قایل به جبر خلقی هستند یعنی انسان را در تمام حرکاتش و در همه اعمال خودخواه نیک و بد مجبور می دانند و گروهی دیگر بالعکس قایل به اختیار هستند و معتقدند که انسان همه رفتارهای خود را با اراده و اختیار خود انجام می دهد .
یکی از نکاتی که مخالفان تنبیه به آن اشاره و تکیه می کند همین مسئله جبر خلقی یا اصل مو جبیت در رفتار است می گو یند : اساساً کمتر عملی از اعمال انسان است که بتوان آنرا فعل کاملاً ارادی حقیقی او دانست و بر پایه این باور هیچکس را نمی توان به عنوان نیکوکار سزاوار ستایش و تشویق و پاداش و یا به عنوان بد کار مستحق سرزنش و تنبیه و مجازات دانست .
بدیهی است این سخن نه منطقی است و نه قابل عمل و پیاده شدن . انسان دارای آزادی عمل و اراده و اختیار است و بر همین اساس سرنوشتش را خود تعیین می کند و نتیجه کار و مکافات و پاداش و کیفر اعمال خود را خود تحمل می نماید . این را هر انسانی وجداناَ درک می کند و بر پایه همین احساس و ادراک هر نوع تصمیم و عمل خود را مربوط به خود می داند و به خودش نسبت می دهد .
این که گویی این کنم یا آن کنم خود دلیل اختیار است ای صنم
علاوه بر این اگر بر فرض غلط اصل جبر خلقی و موجبیت در رفتار را در انسان نیز بپذیریم باز لازمه اش این نیست که شخص را از پاداش و کیفر و تشویق و تنبیه معاف داریم .
باروخ اسپینوزا فیلسوف مشهور هلندی به تحلیل خاص خود ، از اصل موجبیت و رفتار جبری در انسان دفاع می کند ولی در عین حال بر اصل تشویق و تنبیه و پاداش و کیفر تأکید می نماید . اسپینوزا می گوید انسان در میان عواطف و حالات نفسانی که اکثر آنها معلول حوادث روزگارند مانند پر کاهی است که گرفتار طوفان امواج باشد و بی اختیار به این سو و آن سو کشیده می شود و پرتاب می گردد و هیچ گاه نمی داند چه در پیش دارد و چه بر سرش خواهد آمد و کمتر عملی از اعمال انسان است که بتوان آنرا فعل ارادی حقیقی او دانست و او را از جهت نیکی و بدی سزاوار پاسداری و ستایش یا سرزنش و نکوهش پنداشت . و اگر کسی از او سؤال می کرد پس این پاداشها و کیفرها برای چیست در جواب می گفت پاداش و کیفر داشتن اعمال مستلزم ، آزادی و اختیار نیست و هر تخمی که کشته شود خواه از روی اختیار باشد ، خواه نباشد می روید . چنانچه سگی که هار می شود تقصیری ندارد اما بی تقصیری مانع از این نیست که او را بکشند . ( ۱۷ )
تنبیه طبیعی و تنبیه اجتماعی :
ما در جهان عملها و عکس العملها زندگی می کنیم یعنی هر کاری که انجام می دهیم نتیجه آنرا بطور طبیعی خواهیم دید .
این جهان کوه است و فعل ما صدا سوی ما آرد صداها را ندا
کلاً کارهای خوب اثر و نتیجه خوب دارد و کارهای بد اثر و نتیجه بد . یکی از مبانی مخالفان تنبیه همین نکته است اینان اظهار می دارند که تنبیه و مجازاتهای اجتماعی لازم نیست بلکه اصلاً نادرست است بهتر است جای خود را به تنبیه و مجازات طبیعی و قهری بدهد . از جمله مدافعین این نظریه روسو و اسپنسر هستند . ( ۱۸ )
اینان می گویند تنبیه و مجازات معمولی که توسط والدین و معلمین انجام می گیرد عملاً متناسب با رفتار کودک نیست ، به این صورت که گاهی تنبیه کننده دچار خشم می شود و بیش از حد لازم تنبیه می کند و گاهی دچار عاطفه و احساسات می شود و احیاناً خواهش و شفاعت دیگران را درباره شخصی که باید تنبیه شود می پذیرد و کمتر از حد معمول و متناسب مجازات می کند یا اصلاً از مجازات آن صرف نظر می کند در صورتیکه طبیعت در تنبیه متخلف نه تنها از خود تردیدی و گریزی نشان نمی دهد بلکه با قاطعیت تمام آنرا انجام می دهد در یک کلام تنبیه و مجازات اجتماعی احیاناً شدیدتر است و گاهی نیز خفیف تر می باشد ، بر خلاف مجازات ها و تنبیهات طبیعی قهری که متناسب با عین و نفس عمل انسان است و بطور طبیعی نیز انجام می گیرد .
به نظر اینان تنبیه درست آنست که متناسب و به اندازه باشد و با قاطعیت انجام گیرد و این تنها شیوه تنبیهات و مجازات های طبیعی است اما تنبیهات و مجازات های اجتماعی اینطور نیست ، مربیان و معلمان ، خردسالان و کودکان را تهدید به تنبیه می کنند ولی احیاناًً آنرا درباره آنها عملی نمی کنند و تجربه نشان داد که تهدید تو خالی نه تنها باعث تنبیه و آگاهی متخلفین نمی شود بلکه موجب گستاخی و تخلف بیشتر آنها می شود .
بهر حال به نظر اینان تنبیه اجتماعی فاقد هر گونه ارزش و اهمیت است بنابر این چه بهتر که به طور کلی آنرا نادیده گرفته و جای آنرا به تنبیه طبیعی و قهری بدهیم .
این سخن به دلایلی غیر قابل قبول و مردود است .
اولاً : اینان در نوشته ها و اظهار نظریه خودشان دچار پرت و پلا و تناقص گویی شده اند یکجا تنبیه و مجازات اجتماعی و معمولی را نفی و طرد می کنند و در جای دیگر بر معلمان و مربیان خرده می گیرند که چرا قاطع عمل نمی کنند و بر همین اساس طبیعت را که قاطعانه و بیرحمانه متخلفین را تنبیه و مجازات می کند مورد ستایش قرار می دهند.
ثانیاً : پیشنهاد حذف مجازات و تنبیه اجتماعی و واگذار کردن متخلف به مجازات و تنبیه قهری طبیعی عملاً محکوم و اشتباه است . اگر مثلاً جوانی را که گرایش به اعتیاد پیدا کرده و رو به مواد مخدر آورده اصلاً ارشاد و تنبیه نکنیم به این دلیل که وقتی معتاد و گرفتار شد تنبیه می شود ممکن است کار به مرحله خطرناکی بکشد و طوری شود که دیگر هیچ نوع تنبیهی فایده نداشته باشد یا مثلاً اگر کودکی سه چهار ساله ای دارد با تیغ یا چاقو بازی می کند ، چنانچه به او اجازه ادامه این کار را بدهیم به این دلیل که وقتی مبتلا و گرفتار شد ، متنبه می شود ، ممکن است نتایجی به بار آید که بسیار خطرناک باشد و احیاناً حتی منتهی به ناقص شدن و مرگ وی گردد.
ثالثاً : همه رفتارهای انسانی نتیجه آنی و روشنی ندارد که بلافاصله پس از ارتکاب عمل ظاهر شود و شخص را متنبه و آگاه سازد . اصولاً رابطه کارهای نادرست و خلاف و نتیجه سوء آن مانند رابطه آلودگی انسان به پاتوژن ها و بیماری است . بعضی بیماری ها اینطور است که الان شخص آلوده به میکروب می شود ولی اثر آن یعنی بیماری ، هفته ها و ماهها و یا حتی سالهای بعد ظاهر می گردد . به همین ترتیب بعضی رفتارهای نادرست و خلاف و به عبارت دیگر گناه این چنین است که فرد الان آنرا انجام می دهد ولی نتیجه اش خیلی دیر ظاهر می شود بطوریکه کودک یا حتی انسان بزرگ نمی تواند رابطه مستقیم بین عمل خلاف خود و این حاصل و نتیجه را درک نماید .
رابعاً : احیانا لذت های آنی حاصل از گناه طوری است که اثر سوء حاصل از آن را انسان نادیده می گیرد .
خامساً : آثار ناپسند رفتارهای انسان در برخی موارد عاید و دامنگیر دیگران خواهد شد نه خود شخص . همه رفتارهای ناروا مثل رفتار کودک با تیغ نیست که نتیجه اش را خود تحمل کند نتیجه بعضی کارها به دیگران می رسد و روی همین نظر هیچگونه نقش تنبیهی برای او ندارد .
تنبیه از نظر روانشناسی و تجربه عملی :
گروهی از مخالفان تنبیه ، آن را به اصطلاح مورد نقد و بررسی علمی قرار داده و به عقیده خود با دلایل تجربی بی اثر بودن و حتی خطرناک بودنش را به اثبات رسانده و پیشنهاد می کنند که بهتر است انرا از برنامه تعلیم و تربیت حذف نمود. به اعتقاد آنان تنبیه انطور که تحقیقات روانشناسی و تجربیات عملی انجام گرفته نشان می دهد هیچ اثر مفیدی نداشته بلکه برعکس نتیجه خلاف داده است.
یکی از این افراد مونتنی ، مربی معروف فرانسوی است . او می گوید اثری که از تنبیه با شلاق بدست می آید سرسختی و لجاجت تنبیه شده و یا تخدیر روح او ، مبتنی بر بی اعتنایی و لاابالی گری است . ( ۱۹ ) این سخن مورد تأئید همه ی محققان روانشناسی و تجربه علمی و عملی نیست . اکثر روانشناسان بویژه طرفداران مکتب سلوک و رفتار ، نقش پاداش و تنبیه را مورد تأئید قرار می دهند.
از جمله افرادی که قایل به تأثیر تنبیه است تراندایک است ، وی معتقد است اساساً کیفر و پاداش عاملهای یاد گیری هستند بدین معنی که فرد بین عملی که انجام می دهد و پاداشی که دریافت می کند یا تنبیه می شود ارتباط برقرار می کند یعنی یاد می گیرد که عملی انجام دهد تا پاداش بگیرد یا از انجام عملی خودداری می کند تا مجازات نشود . ( ۲۰ )
و نیز از جمله افرادی که قائل به تأثیر تنبیه اند ، اسکینر است . وی آزمایشات متعدد متنوعی در یاد گیری در حیوان و انسان انجام داد و همانند پاولف ، واتسن ، تراندایک ، به این نتیجه رسید که یادگیری در هر نوعی که باشد عبارتست از ارتباط بین محرک و پاسخ .
اسکینر قایل به نقش تنبیه است ولی معتقد است تنبیه وقتی اثر دارد که با پاداش و به تعبیر دیگر با تقویت ، همراه باشد به عقیده او پاداش موجب تثبیت رفتار حاصل در فرد می شود و تنبیه اورا از انجام کار معینی باز می دارد . (۲۱ )
یکی دیگر از قایلین به نقش تنبیه نرمان ل مان است او می گوید : در بسیاری از آزمایشهایی که درزمینه یادگیری موشهای سفید و آدمی انجام گرفته اثرات تنبیه و پاداش را هم مقایسه کرده اند در این آزمایشها معمولاً از شوک الکتریکی خفیفی به عنوان تنبیه استفاده می شده است . در بیشتر این مطالعات که در آنها موقعیت های یاد گیری مختلفی موجود بوده است شوک الکتریکی برای خطاها همراه با پاداش ، برای پاسخ های صحیح، بیشتر از پاداش به تنهایی مؤثر بوده است ، ولی باید توجه داشت که در این موارد اثر تنبیه کاملاٌ نشان داده نشده است ( ۲۲ )
توجه بفرمایید « مان » و دو همکار دیگرش در این کتاب اگر چه به ناقص بودن مطالعات خود در این زمینه اشاره می کنند ولی اظهار می دارند که در بسیاری از این تحقیقات و آزمایشها اثر و نقش تنبیه مؤثر بوده است .
به هر حال در زمینه یادگیری و رفتار ها تنبیه نه تنها بی اثر نیست بلکه کاملاً مؤثر هم می باشد البته همانطور که گفتیم به شرطی که همراه تشویق صورت گیرد .
شما میتوانید به یک آزمایش در این زمینه دست بزنید .
مثلاً در یک کلاس چهار دانش آموز را که دارای شرایط و ضرایب هوشی برابرند مورد آزمایش قرار دهید ، بدین صورت که بطور مثال :
دانش آموز الف را در برابر تکالیفی که انجام می دهد و در برابر مسایلی که حل می کند اصلاً مورد تشویق و پاداش و در قبال اینکه تکالیف خود را انجام نمی دهد و مسایل را غلط حل می کند یا اصلاًحل نمی کند مورد سرزنش و تنبیه قرار ندهید .
دانش آموز( ب ) را تشویق کنید و پاداش دهید ولی هیچگاه سرزنش و تنبیه نکنید .
دانش آموز ( ج ) را برعکس سرزنش و تنبیه کنید ولی هیچگاه مورد تشویق و پاداش قرار ندهید .
دانش آموز ( د ) را هم مورد سرزنش و تنبیه قرار دهید و هم مورد تمجید و تشویق .
پس از مدتی نتیجه خواهید گرفت و خواهید دید که :
دانش آموز ( الف ) هیچ تغییر وضعیتی پیدا نکرده است .
دانش آموز ( ب ) مقدار کمی پیشرفت داشته است .
دانش آموز ( ج ) مقداری عقب تر رفته است .
دانش آموز ( د ) به مقدار زیادی پیشرفت نموده است .
————————————————————————————————
منابع و مآخذ
۱ ـ آراء مربیان بزرگ اسلامی ، تألیف محمد عطاران
۲ ـ شرح حال وحید بهبهانی ، تألیف علی دوانی ، ص ۱۱۸
۳ ـ آراء مربیان بزرگ اسلامی ، ص ۶۳
۴ ـ البقره ، ۱۷۸
۵ ـ نهج البلاغه ، تألیف شریف رضی ، بخش دوم ، نامه ۵۲
۶ ، ۷ ، ۸ ـ غرر الحکم و درر الکلم ، تألیف آمدی ، صص ۲۳۶ ـ ۶۳۴ ـ ۶۴۵
۹ ـ تحف العقول ، تألیف البحرانی ، ص ۸۴
۱۰ ـ بحارالانوار ، تألیف العلامه المجلسی ، ج ۲۳ ، ص ۱۱۴
۱۲ ـ توضیح المسائل ، مسئله ۲۸۲۰
۱۳ ـ تاریخ یعقوبی ، ج ۳ ، ص ۵۳
۱۵ ـ کلیات مثنوی
۱۶ ـ کلیات سعدی
۱۷ ـ سیر حکمت در اروپا ، تألیف محمد علی فروغی ، ج ۲ ، ص ۶۱
۱۸ ـ آراء مربیان بزرگ اسلامی
۲۰ ـ روانشناسی رشد ، تألیف علی اکبر شعاری نژاد ، ص ۵۲
۲۱ ـ تعلیم و تربیت اسلامی ، تألیف علی شریعتمداری ، ص ۱۵۴
۲۲ ـ اصول روانشناسی ، تألیف نرمان ، ل ، مان ، ترجمه دکتر محمود ساعتچی ، ج ۲ ، ص ۲۳۴